♥♥زندگـــღـــی زیباســღـــت♥♥
اشکهایی که پس از هر شکست میریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم

شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.
اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ
(نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)


علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی شود
اَلعِلمُ کَنزٌ عَظیمٌ لایَفنی
(غرور الحکم و در الکلم)


زبان ، حیوان درنده است ، اگر رها شود می گزد.
اَللِّّّسانُ سَبُعٌ، اِن خُلّیَ عَنهُ عَقَرَ
(نهج البلاغه)


خودت را به داشتن نیّت خوب و مقصد زیبا عادت ده ، تا در خواسته ‏هایت موفق شوى.
عَوِّد نَفسَکَ حُسنَ النِّیَّةِ وَ جَمیلَ المَقصَدِ، تُدرِک فى مَباغیکَ النَّجاحَ
غررالحکم، ح 6236

****بقیه در ادامه مطلب****


زکاتِ رفاه ، نیکى با همسایگان و صله رحم است.
زَکوةُ الْیَسار بِرُّ الْجیرانِ وَ صِلَةُ الاَْرحام
غررالحکم، ح 5453


با خشم ، تربیت ممکن نیست.
لا أدَبَ مَعَ غَضَب
غرر الحکم ، ح 10529


اگر خواهان مکارم و بزرگوارى ‏ها هستى از حرام‏ها دورى کن.
إذا رَغِبتَ فِى المَکارِمِ فَاجتَنِبِ المَحارِمَ
غرر الحکم، ح4069


آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید ، زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‏اند .
لا تَقسِروا اَولادَکُم عَلى آدابِکُم ، فَاِنَّهُم مَخلوقونَ لِزَمانٍ غَیرِ زَمانِکُم
شرح ابن ابى الحدید ، ج20، ح102 .


بهترین برادرانت (دوستانت) ، کسى است که با راستگویى‏اش تو را به راستگویى دعوت کند و با اعمال نیک خود ، تو را به بهترین اعمال برانگیزد.
خَیرُ اِخوانِکَ مَن دَعاکَ اِلى صِدقِ المَقالِ بِصِدق مَقالِهِ وَ نَدَبَکَ اِلى اَفضَل الاَعمالِ بِحُسن اَعمالِهِ
غررالحکم، ح 5022


اى جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ کنید.
یا مَعشَرَ الفِتیانِ، حَصِّنوا اَعراضَکُم باِلاَْدَبِ وَ دینَـکُم بِالعِلمِ
تاریخ یعقوبى ، ج 2، ص 210


علاقه به دنیا، عقل را فاسد مى‏کند، قلب را از شنیدن حکمت ناتوان مى‏سازد و باعث عذاب دردناک مى‏شود.
حُبُّ الدُّنْیا یُفْسِدُ الْعَقْلَ وَ یُصِمُّ الْقَلْبَ عَنْ سَماعِ الْحِکْمَةِ وَ یوجِبُ اَلیمَ الْعِقابِ
غررالحکم، ح 4878


بى‏رغبتى به دنیا، بزرگ‏ترین آسایش است.
اَلزُّهْدُ فِى الدُّنْیا الراحَةُ الْعُظْمى
غررالحکم، ح 1316


کینه ‏توز، روحش در عذاب است و اندوهش دو چندان
اَلْحَقودُ مُعَذَّبُ النَّفْسِ، مُتَضاعَفُ الهَمِّ
غررالحکم، ح 1962


آدم بدبین، همیشه بیمار است.
اَلْمُریبُ اَبَدا عَلیلٌ
غررالحکم، ح 839


عقل هر کجا باشد، انس ‏گیرنده و الفت ‏پذیر است
اَلعَقلُ حَیثُ کانَ آلِفٌ مَالوفٌ
غررالحکم، ح 1251


هرگاه در روزى تو تأخیر و تنگى پدید آمد، از خداوند آمرزش بخواه تا روزى را بر تو فراوان گرداند.
اِذا اَبطَاَتِ الاَرزاقُ عَلَیکَ فَاستَغفِر اللَّهَ یُوَسِّع عَلَیکَ فیها
تحف العقول، ص 174


شایسته است که برخورد عاقل با نادان، مانند برخورد طبیب با بیمار باشد.
یَنبَغى لِلعاقِلِ اَن یُخاطِبَ الجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبیبِ المَریضَ
غررالحکم، ح 10944


گرسنگى، چه خوب یاورى براى اسیر کردن نفس(تربیت نفس) و شکستن عادت آن است!
نِعمَ العَونُ عَلى أسرِ النَّفسِ وَ کَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ
غرر الحکم: 9944


کسى را که در حال بی ‏نیازى‏ات از تو قرض مى ‏خواهد، غنیمت شمار تا در وقت نیازت جبرانش کند .
اِغتَنِم مَنِ استَقرَضَکَ فی حالِ غِناکَ لِیجعَلَ قَضاءَهُ فی یومِ عُسرَتِکَ ؛
غررالحکم و دررالکلم، ح 2370


بپرهیز از هر کارى که انجام‏دهنده‏اش آن را براى خود می ‏پسندد، امّا براى عموم مسلمانان نمی ‏پسندد
اِحذَر کُلَّ عَمَلٍ یرضاهُ عامِلُهُ لِنَفسِهِ وَ یکرَهُهُ لِعامَّةِ المُسلِمینَ
غررالحکم و دررالکلم، ح 2596


هر روزی که در آن گناه نشود همان روز ، روز عید است
کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللهُ فیهِ فَهُوَ یَومُ عیدٍ
نهج البلاغه ج4 ص100


از قسم خوردن بپرهیزید، چرا که کالا را تلف مى ‏کند و برکت را از بین مى ‏برد.
ایاکُمْ وَ الْحَلْفَ فَاِنَّهُ ینْفِقُ السِّلْعَةَ وَ یمْحَقُ الْبَرَکَةَ
کافى، ج 5، ص 162، ح 4


عذر برادرت را بپذیر و اگر عذرى نداشت ، عذرى برایش بتراش
اِقبَل عُذرَ أخیکَ و إنْ لَم یکُن لَهُ عُذرٌ ، فَالْتَمِس لَهُ عُذراً
بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 165


گواراترین زندگی برای کسی است که به آنچه خداوند قسمت او کرده، خرسند و راضی باشد
إنَّ أهنَأ النّاسِ عَیشاًَ مَن کانَ بِما قَسَمَ اللهُ لَهُ راضیاً
غررالحکم و دررالکلم، ح 3397


آدمیزاده ، شبیه‏ترین چیز به ترازوست : یا با نادانى سبُک شود و یا به‏دانش ، سنگین گردد
اِبنُ آدمَ أشبَهُ شَى‏ءٍ بِالمِعیارِ ، إمّا ناقِصٌ بِجَهلٍ أو راجِحٌ بِعِلمٍ
تحف العقول، ص 212


هرگاه گناهان آشکار شوند، برکت‏ها از مىان مى‏رود
اِذا ظَهَرَتِ الجِناىاتُ ارتَفَعَتِ البَرَکاتُ
غررالحکم، ح 4030


حق، راه بهشت است و باطل، راه جهنم و بر سر هر راهى دعوت کننده‏اى است
اَلحَقُّ طَریقُ الجَنَّةِ وَ الباطِلُ طَریقُ النّارِ وَ عَلى کُلِّ طَریقٍ داع
نهج السعادة، ج 3، ص 291


بزرگوار کسی است که آبرویش را با مالش حفظ کند و فرومایه کسی است که مالش را با آبرویش حفظ کند
الکریمُ مَن صانَ عِرضَهُ بِمالِهِ وَ اللَّئیمُ مَن صانَ مالَهُ بِعِرضِهِی
(غرر الحکم و درر الکلم: ح 2159)


بهترین چیزی که نوجوانان باید فراگیرند، چیزهایی است که در بزرگسالی خود به آنها نیاز خواهند داشت
أولَی الأشیاءِأن یتَعَلَّمَها الأحداثُ الأشیاءُالَّتِی إذا صاروُارِجالاً إحتاجوا إلَیهای
(شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج2، ص333)


صبر به سوی سختی های زمانه تیر می افکند و بی تابی از یاری کنندگان زمانه است.
الصَّبرُ یُنَاضِلُ الحِدثَانَ وَ الجَزَعُ مِن أعوَانِ الزَّمَانِی
(جهاد با نفس، ح 253)


برای تربیت کردن خود همین بس که از آنچه در دیگران نمی‌پسندی، دوری کنی
کفاک أدباً لِنفسِک اجتِنابُ ما تَکرَهُهُ مِن غَیرِکی
(بحار الأنوار، ج 70، ص 73)


به کسی که تو را امین شمرده خیانت مکن، هر چند او به تو خیانت کرده باشد و راز او را فاش مساز، اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد
لا تَخُن مَن ِ ائتَمَنَک وَ إن خانَک، وَ لا تُذِع سِرَّهُ وَ إن أذاعَ سِرَّکی
(بحار الأنوار، ج 77، ص 208)


بردبارى آتش خشم را فرو می ‏نشاند و تندى، آن را شعله ‏ور می ‏کند
اَلحِلمُ یطفى نارَ الغَضَبِ وَالحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحراقَهُ
( غررالحکم ، ح 2063)


قلب خود را از کینه دیگران پاک کن،‌ تا قلب آنها از کینه تو پاک شود.
اُحصُدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِک بِقَلعِهِ مِن صَدرِک.
(الامالی، ج2، ص 174)


کسی که به تو گمان نیکی برد، گمانش را (عملاً) تصدیق کن.
مَن ظَنَّ بِکَ‌ خَیرَاً فَصَدِق ظَنَّه.
(نهج البلاغه نامه 31)


خویشتن داری، زینت فقر است و سپاس گزاری زینت غنا و توانگری.
اَلعَفافُ زِینَهُ‌ الفَقرِ، وَ الشُّکرُ زِینَهُ الغِنَی.
(تحف العقول ص 75)


به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست.
إِذَا ختَشَمَ المُومِن أَخَاهُ فَقَد فَارقَهُ
(محاضرات ج2 ص28)


قیمت و ارزش هرکس به اندازه کاری است که به خوبی می تواند انجام دهد.
قِیمَهُ کلَّ امرِی ءٍ مَا یحسِنُهُ
(بیان و التبین ص 179)


همیشه جاهل: یا افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است.
لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً.
(النهایه،جلد 3 ص 435)


قربانگاه عقلها غالبا در پرتو طمع ها است.
اَکثَرُ مَصَارعِ‌ العُقُولِ تَحتَ بُرُوقِ المَطَامِعِ.
(محاضرات ج 1 ص 251)


ثمره تفریط و کوتاهی پشیمانی است و ثمره دور اندیشی سلامت.
ثمَرَهُ التَّفِریطِ النَّدامَهُ، وَ ثَمَرَهُ الحَزمِ السَّلامَهُ
(محاظرات ج2 ص 313)


سخت ترین گناهان آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد.
أشَدُّ الذُّنُوبِ مَا استَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ.
(نهج البلاغه حکمت 348)


عاجز ترین مردم کسی است که از بدست آوردن دوست عاجز بماند و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد
اَعجَزُ النَّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ اکتِسابِ الاِخوَانِ، وَاَعجَزُ مِنهُ مَن ضَّیعَ مَن ظَفِرَ بِهِ مِنهُم
(الامالی ص 110)


ای فرزند آدم! هرچه بیشتر از مقدار خوراکت به دست آوری خزانه دار دیگران خواهی بود.
یابنَ آدَمَ ما کسَبتَ فَوقَ قُوَّتِک ، فَاَنتَ فیهِ خازِنٌ لِغَیرِک.
(مروج الذهب ج 2 ص 246)


برای انسان عیب نیست که حقش تاخیر افتد، عیب آن است که چیزی را که حقش نیست بگیرد
لا یعابُ المَرءُ بِتَاخیرِ حَقهِ اِنمَا یعابُ مَن اَخَذَ ما لَیسَ لَهُ.
(الامالی ج 1 ص 76)


هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.
لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ کالمُشاوَرَه
(تحف العقول ص89)


چه بسیارند دانشمندانی که جهلشان آنها را کشته در حالی که علمشان با آنهاست، اما به حالشان سودی نمی دهد.
رُبِّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ ، وَ عِلمُهُ مَعَهُ لا ینفَعُهُ.
(ارشاد ص144)


تو با ادبت ارزش‏گذارى می شوى، پس آن را با بردبارى زینت بخش.
اِنَّکَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِکَ فَزَیِّنهُ بِالحِلمِ
مشکاة الأنوار، ص 239


کسى که از ادب بی ‏بهره باشد و شیفته بازى شود، به ریاست نمی ‏رسد
لا یَراَسُ مَن خَلا عَنِ الاَدَبِ وَ صَبا اِلَى اللَّعِبِ
غرر الحکم، ح 4786


بهترینِ ادب‏ها آن است که تو را از حرام‏ها باز دارد
اَحسَنُ الاَدابِ ما کَفَّکَ عَنِ المَحارِمِ
معدن الجواهر، ص 59


براى ادب ‏آموزى، تجربه ‏ها کافی ‏اند
کَفى بِالتَّجارِبِ مُؤَدِّبا
غرر الحکم، ح 9226


هر کس با عقلا مشورت کند، از نور عقل‏ها بهره می ‏برد
مَن شاوَرَ ذَوِى العُقولِ استَضاءَ بِاَنوارِ العُقولِ
غررالحکم، ح 8634


عاقل‏ ترین مردم کسى است که به عیب‏ هاى خویش بینا و از عیوب دیگران، نابینا باشد
اَعقَلُ النّاسِ مَن کانَ بِعَیبِهِ بَصیرا وَ عَن عَیبِ غَیرِهِ ضَریرا
غررالحکم، ح 3233


عاقل، آن نیست که خوب را از بد تشخیص دهد. عاقل، کسى است که از میان دو بد، آن را که ضررش کمتر است، بشناسد
لَیسَ العاقِلُ مَن یَعرِفُ الخَیرَ مِنَ الشَّرِّ وَ لکِنَّ العاقِلَ مَن یَعرِفُ خَیرَ الشَّرَّینِ
مطالب السئول، ص 250


بدانید عاقل، کسى است که با فکر درست، به استقبال نظرات گوناگون برود و در عواقب امور بنگرد
اَلا وَ اِنَّ اللَّبیبَ مَنِ استَقبَلَ وُجوهَ الاآراءِ بِفِکرٍ صائِبٍ وَ نَظَرٍ فِى العَواقِبِ
غررالحکم، ح 2778


حسد، بدن را فرسوده و علیل مى‏کند.
اَلحَسَدُ یُضنِى الجَسَد
غررالحکم، ح 943


هر کس به مقدار کفایت، قناعت کند، آسایش مى‏یابد و براى خویش زمینه گشایش فراهم مى‏کند
مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الْکَفافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ
نهج البلاغه، حکمت 377


بردبارى، مانعى در برابر آفت‏هاست
اَ لحِلمُ حِجابٌ مِنَ الآفاتِ
غررالحکم، ح 720


خشم، بدترین همراه است: عیب‏ها را آشکار، بدى‏ها را نزدیک و خوبى‏ها را دور مى‏کند.
بِئسَ القَرینُ الغَضَبُ: یُبدِى المَعائِبَ وَ یُدنِى الشَّرَّ وَ یُباعِدُ الخَیرَ
غرر الحکم، ح 4417


هرگاه نیّت‏ها فاسد باشد، برکت از میان می ‏رود
عِندَ فَسادِ النِّیَّةِ تَرتَفِعُ البَرَکَةُ
غررالحکم، ح 6228


دین خود را با دنیایت حفظ کن تا هر دو را ببرى ، و دینت را وسیله حفظ دنیایت قرار مده ، که هر دو را مى‏بازى
صُن دینَکَ بِدُنیاکَ تَربَحهُما وَ لا تَصُن دُنیاکَ بِدِینِکَ فَتَخسَرَهُما
غررالحکم و دررالکلم ، ح 5861


هر که طبابت مى‏کند باید از خدا بترسد و خیرخواه باشد و سعى خود را به کاربرد
مَن تَطَبَّبَ فَلیَتَّقِ اللَّهَ وَ لیَنصَح وَلیَجتَهِدِ
دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 144


ارزش آدمى به اندازه همّت او ، و عملش به اندازه نیّت اوست
قَدرُ الرَّجُلِ عَلى‏ قَدرِ هِمَّتِهِ ، وَ عَمَلُهُ عَلى‏ قَدرِ نِیَّتِهِ
غررالحکم و دررالکلم ، ح 6743


در شگفتم از کسى که مى‏بیند هر روز از جان و عمر او کاسته مى‏شود ، امّا براى مرگ آماده نمى‏شود
عَجِبتُ لِمَن یَرى‏ أنَّهُ یَنقُصُ کُلَّ یَومٍ فِی نَفسِهِ وَ عُمُرِهِ وَ هُوَ لا یَتَأَهَّبُ لِلمَوتِ
غررالحکم و دررالکلم ، ح 6253


دانش کسب کنید تا به شما زندگى (و بالندگى) بخشد
اِکتَسِبُوا العِلمَ یَکسِبکُمُ الحَیاةَ
غررالحکم و دررالکلم، ح 2486


اندیشیدن به خوبى‏ها آدمى را به انجام دادن آنها بر مى‏انگیزد
الفِکرُ فِی الخَیرِ یَدعُو إلَى العَمَلِ بِهِ
میزان الحکمه ، ح 16179


تقرّب به خداوند، به خواهش از اوست و تقرّب به مردم، به ترک خواهش .
اَلتَّقَرُّبُ إلَى اللَّهِ تَعالى بِمَسأَلَتِهِ وَ اِلَى النّاسِ بِتَرکِها
غررالحکم و دررالکلم، ح 1801


برخى از گناهان جز در عرفات بخشوده نمیشود
مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوبٌ لا یُغفَرُ إلّا بِعَرفاتٍ
دعائم الإسلام ، ج 1 ، ص 294


هر کس با هوس خود موافقت کند ، با بالندگى خود مخالفت کرده است .
مَن وافَقَ هَواهُ خالَفَ رُشدَهُ ؛
غررالحکم و دررالکلم، ح 7957


بهترینِ یاران، کسى است که در راه طاعت خدا یارى کند .
اَلمُعینُ عَلَى الطّاعَةِ خَیرُ الأصحابِ ؛
غررالحکم و دررالکلم، ح 1142


بهترین کسان براى مشورت ، صاحبان خرد و دانش و افراد با تجربه و دوراندیش‏اند
خَیرُ مَن شاوَرتَ ذَوُوالنُّهى‏ وَالعِلمِ و اُولُو التَّجارِبِ و الحَزمِ
غررالحکم و دررالکلم ، ح 4990


بردبارى پرده‏اى پوشاننده و عقل شمشیرى برنده است، پس عیبهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز.
اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَالعَقلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاستُر خَلَلَ خَلقِک بِحِلمِک وَقاتِل هَواک بِعَقلِک .
( نهج ‏البلاغه، حکمت 424)


از نشانه‏ هاى پرهیزکاران این است که مى ‏بینى در دین نیرومند ... در کسب دانش حریص و داراى علم همراه با بردبارى‏اند.
مِن عَلامَةِ اَحَدِهِم (المُتَقینَ) اَنَّک تَرى لَهُ قُوَّةً فى دینٍ... وَحِرصا فى عِلمٍ وَعِلما فى حِلمٍ
(نهج ‏البلاغه، خطبه 193)


از ارتکاب معصیتهای الهی(حتّی) در نهان خودداری کنید زیرا آن خدایی که شاهد است خود نیز حاکم است
اتَّقوا معاصیَ الله فی الخَلَوَات فانَّ الشَّاهدَ هُوَ الحَاکِم
(جهاد با نفس، ح 170 )


بپرهیز از خلف وعده که آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى ‏شود.
و َإیاک ... اَن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَک بِخُلفِک ... فَاِنَّ الخُلفَ یوجبُ المَقتَ عِندَ اللّه‏ِ وَ النّاس.
(نهج البلاغه، نامه 53 )


ارزش تو به ادب توست، پس آن را با بردبارى آراسته کن.
اِنَّک مُقَوَّمٌ بــِاَدَبــِک، فَـزَ ینهُ بــِالحِلم ِ
(غررالحکم، ج 3، ص 57، ح 3813)


هر کس براى اصلاح خود، خویشتن را به زحمت بیندازد، خوشبخت مى ‏شود هر کس خود را در لذت‏ها رها کند، بدبخت مى ‏گردد و بى ‏بهره مى‏ ماند.
مَن أجهَدَ نَفسَهُ فى إصلاحِها سَعِدَ، مَن أهمَلَ نَفسَهُ فى لَذّاتِها شَقِىَ وَ بَعُدَ
(غررالحکم، ح 8246 و ح 8247)


خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بیخبر نمی پذیرد
اَحسَنُ العَدلِ نُصرَةُ المَظلومِ
(کنز العمال، ج2، ص72)


با مردم آنچنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند.
خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا علیکم ، و ان عشتم حنوا الیکم
(نهج البلاغه)


هر چیز دارای سیماست ، سیمای دین شما نماز است .
لکل شی ء وجه و وجه دینکم الصلاة
(بحار الانوار،ج82،ص227)


علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف
العلم وراثه کریمه ، و الاداب حلل مجدده ، و الفکرمرآه صافیه
(نهج البلاغه)


هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ میگردد، درحالی که میان او و میان خدای عز و جل گناهی نیست.
من صلی رکعتین یعلم مایقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین الله - عز وجل - ذنب
(اصول وافی،ج2،ص100)


بزرکترین عیب آن است که آنچه را که مانند آن در خود توست عیب بشماری.
اَکبَرُ العَیبِ اَن تَعیبَ ما فیک مِثلُهُ.
(جهاد النفس)


نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.
الصلوة حصن من سطوات الشیطان
(غررالحکم ، ص 56 )


از اخلاق پست بپرهیزید ، که والا را پست مى‏سازد و بزرگوارى را نابود مى‏کند
إیّاکُم والأخلاقَ الدَّنِیَّةَ فَإنَّها تَضَعُ الشَّریفَ وتَهدِمُ المَجدَ
تحف العقول ، ص 215


استوارى شریعت ، به امر به معروف و نهى از منکر و برپاداشتن حدود است
قِوامُ الشَّریعَةِ الأمرُ بِالمَعرُوفِ والنَّهیُ عَنِ المُنکَرِ و إقامَةُ الحُدودِ
میزان الحکمه ، ح 12688


اعتماد کردن پیش از آزمودن ، خلاف دوراندیشى است
اَلطُّمَأنینَةُ قَبلَ الخُبرَةِ خِلافُ الحَزمِ
غررالحکم و دررالکلم ، ح 1514


تعلّل ورزیدن و منّت نهادن ، از [ارزش‏] احسان مى‏کاهد
اَلمَطَلُ وَ المَنُّ مُنَکِّدَا الإحسانِ
غررالحکم و دررالکلم، ح 1595


شرم از خداوند ، بسیارى از گناهان را پاک مى‏کند
اَلحَیاءُ مِنَ اللَّهِ یَمحوُ کَثیراً مِنَ الخَطایا
غررالحکم و دررالکلم ، ح 1548


هر کس به اصلاح خود نپردازد، بیمارى ‏اش سخت مى‏ شود و در درمانش به رنج مى ‏افتد و طبیبى نخواهد یافت
مَن لَم یَتَدارَک نَفسَهُ بِاِصلاحِها اَعضَلَ داؤُهُ وَ اَعیى شِفائُهُ وَ عَدِمَ الطَّبیبَ
غررالحکم، ح 9025


کمال آدمى در سه چیز است : شکیبایى بر ناگوارى‏ها ، پارسایى در خواسته‏ها و برآوردنِ خواهشِ درخواست‏ کننده
اَلکَمالُ فِی ثَلاثٍ : اَلصَبرُ عَلَى النَّوائِبِ وَ التَوَرُّعُ فِى المَطالِبِ وَ إسعافُ الطّالِبِ
غررالحکم و دررالکلم، ح 1777


دانشمند، کسى است که از دانش، سیرى نپذیرد و به سیرى از آن نیز وانمود نکند
اَلعالِمُ مَن لا یَشبَعُ مِنَ العِلمِ وَ لا یَتَشَبَّعُ بِهِ
غررالحکم و دررالکلم، ح 1740


کسانى که براى خدا برادرى مى‏ورزند ، دوستى‏شان مى‏پاید؛ زیرا عامل آن دوستىْ پایدار است
اَلإخوانُ فِى اللَّهِ تَعالى‏ تَدُومُ مَوَدَّتُهُم لِدَوامِ سَبَبِها
غررالحکم و دررالکلم، ح 1795


همنشین خوب نعمت و همنشین بد، بلا و مصیبت است.
جَلیسُ الخَیرِ نِعمَةٌ، جَلیسُ الشَّرِّ نِقمَةٌ
(غررالحکم، ح4719 و 4720)


اگر بردبار نیستى خود را بردبار جلوه ده، زیرا کمتر کسى است که خود را شبیه گروهى کند و بزودى یکى از آنان نشود.
إن لَم تَکن حَلیما فَتَحَلَّم فَإِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إِلاّ أَوشَک أَن یکونَ مِنهُم
(نهج ‏البلاغه، حکمت 207)


هر کس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز مى ‏شود.
مَن حَلَمَ عَن عَدُوِّهِ ظَفِرَ بِهِ
(کنزالفوائد، ص147 )


با بردبارى خود را از خشم پنهان کن و با فهم و دانایى از وهم و خیال چشم بپوش.
اِحتَجِب عَنِ الغَضَبِ بِالحِلمِ، وَغُضَّ عَنِ الوَهمِ بِالفَهمِ
(غررالحکم، ج2، ص 199، ح 2365 )


هر کس با زشتىِ سبکسرى تو را خشمگین کرد تو با زیبایى بردبارى او را به خشم آور.
مَن غاظَک بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَیک، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ
(غررالحکم، ج 5، ص333، ح 8620 )


هر کس رابطه ‏اش را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود.
مَن أَصلَحَ فیما بَینَهُ وَبَینَ اللّه‏ِ أَصلَحَ اللّه‏ُ فیما بَینَهُ وَبَینَ النّاس.
(بحارالأنوار، ج 71، ص 366، ح 12)


هر کس به آنچه خداوند به او داده است راضى باشد، راحت‏ترین زندگى را دارد.
اِنَّ اَهنَأَ النّاسِ عَیشا مَن کانَ بِما قَسَمَ اللّه‏ُ لَهُ راضیا
(غررالحکم، ح 3397)


هر کس به خدا توکل کند، دشواری‏ها براى او آسان می ‏شود و اسباب برایش فراهم می ‏گردد.
مَن تَوکلَ عَلَى اللّه‏ِ ذَلَّت لَهُ الصِّعابُ وَتَسَهَّلَت عَلَیهِ الأسبابِ
(غررالحکم، ح 9028)


هیچ کس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمى ‏شود و جز با معصیت خدا بدبخت نمى ‏گردد.
لا یسعَدُ امرؤ ٌإلاّ بِطاعَةِ اللّه‏ِ سُبحانَهُ وَ لا یشقَى امرُؤٌ إلاّ بِمَعصیةِ اللّه‏ِ.
(غررالحکم، ح 10848)


هر کس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاکیزه و گوارا مى‏گردد.
مَن حَسُنَت خَلیقَتُهُ طابَت عِشرَتُهُ
(غررالحکم، ح8153)


هرگاه گناهان آشکار شوند، برکت‏ها از میان مى‏رود.
اِذا ظَهَرَتِ الجِنایاتُ ارتَفَعَتِ البَرَکاتُ
(غررالحکم، ح 4030)


بزرگوار، نیکوکارى‏هاى خود را بدهى به گردن خود مى‏داند که باید بپردازد و فرومایه، احسان‏هاى گذشته خود را بدهى به گردن دیگران مى‏داند که باید پس بگیرد.
اَلکریمُ یرى مَکارِمَ اَفعالِهِ دَینا عَلَیهِ یقضیهِ، اَللَّئیمُ یرى سَوالِفَ اِحسانِهِ دَینا لَهُ یقتَضیهِ ؛
(غررالحکم، ح 2031 و 2032 .)


تلخى حق را تحمل کن، و مبادا که فریب شیرینى باطل را بخورى.
اِصبِر عَلى مَرارَةِ الحَقِّ وَ ایاک اَن تَنخَدِعَ لِحَلاوَةِ الباطِلِ
(غررالحکم، ح 2472)


گواراترین زندگى، رها کردن تکلّف‏ها (تجمّلات) است.
اَهنَى العَیشِ اطِّراحُ الکلَفِ
(غررالحکم، ح 2472)


شخص صبور پیروزی را از دست نمی دهد و عاقبت به پیروزی می رسد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد.
لا یَعدَمُ الصَبورُ الظَّفَرَ و اِن طالَ بِهِ الزَّمان
(جهاد النفس، ح251)


کسی که به نفس خود، خواسته نفس را عطا نکند به رشد خود رسیده است.
مَن لَم یعطِ نَفسَهُ شَهوَتَها أَصابَ رُشدُهُ
(جهاد النفس،ح 213)


بهترین خوبی ها رفق است(مهربانی و لطف با مردم)
خَیرُ الخَلائق الرِّفقُ
(غررالحکم)


بهترین مردم کسی است که نفع رساننده مردم باشد
خَیرُ الناسِ مَن نَفَعَ النّاس
(غررالحکم)


چه بسیار خواهش های نفسانی لحظه ای ، که اندوه طولانی و درازی را در پی دارد
کَم مِن شَهوَةِ ساعَةٍ اَورَثَت حُزناً طَویلاً
(جهادالنفس،ح93)


به بهشت نخواهد رسید ، جز کسى که براى آن بکوشد
لَن یَفُوزَ بِالْجَنَّةَ إلَّا السّاعی لَها
میزان الحکمة ، ح 2570


از نافرمانى خدا در خلوت ها بپرهیزید، زیرا همان کسی که شاهد اعمال است، حکم و داورى مى کند
اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِى الخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الحَاکِمُ
نهج البلاغه، حکمت 324


تلخى حق را تحمل کن، و مبادا که فریب شیرینى باطل را بخورى
اِصبِر عَلى مَرارَةِ الحَقِّ وَ ایّاکَ اَن تَنخَدِعَ لِحَلاوَةِ الباطِلِ
غررالحکم، ح 2472


هر عزیزى که تحت قدرت و سلطه‏اى باشد ذلیل است
کُلُّ عَزیزٍ داخِلٌ تَحتَ القُدرَةِ فَذَلیلٌ
تحف العقول ص‏215


دوستى با شخص بى‏ادب ، صمیمانه نخواهد شد.
لا تَصفُو الخِلَّةُ مَعَ غَیرِ اَدیبٍ
بحار الأنوار، ج67، ص400


کسى که از ادب بى‏بهره باشد و شیفته بازى شود، به ریاست نمی ‏رسد.
لا یَراَسُ مَن خَلا عَنِ الاَدَبِ وَ صَبا اِلَى اللَّعِبِ
غرر الحکم، ح 4786


و هر کس نفس خود را در خواهش‏هایش یارى رساند، در قتل خود همدستِ نفس شده است.
وَ مَن اَعانَ نَفسَهُ فى هَوى نَفسِهِ فَقَد اَشرَکَ نَفسَهُ فى قَتلِ نَفسِه
شرح نهج ‏البلاغه ابن ابی الحدید،ج20،ص 304


دوستى، خویشاوندى اکتسابى است
المَوَدَّةُ قَرابَةٌ مُستَفادَةٌ
الکافی : ج 8 ، ص 23 ، ح 4


اگر می توانید هر روز را نوروز کنید یعنی در راه خدا به یکدیگر هدیه دهید و با یکدیگر ارتباط برقرار کنید
فنیرزوا إن قدرتم کل یوم یعنی تهادوا و تواصلوا فی الله
دعائم الإسلام: ج2 ،ص326


به ادب و تربیت نفس خود پرداختم و براى‏آن ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نیافتم
اَدَّبتُ نَفسى فَما وَجَدتُ لَها بِغَیرِ تَقوَى الاِلهِ مِن اَدَبِ
اعلام الدین، ص 273


راستگو بودن و پرهیز نمودن از دروغ، زیباترین اخلاق و بهترین ادب است
تَحَرِّى الصِّدْقِ وَ تَجَنُّبُ الْکَذِبِ اَجْمَلُ شیمَةٍ وَ اَفْضَلُ اَدَب
کافى، ج 8 ، ص 150، ح 132


امروز (دنیا) روز عمل و هیچ حسابی نیست و فردا روز حساب است و هیچ عملی نیست
الیَوم عَمَلٌ وَ لا حِساب وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل
الکافی، ج 8، ص 58


غذاى جسم، خوردن و غذاى روح، خوراندن است
قوتُ الاَجسادِ الطَّعامُ وَ قوتُ الاَرواحِ الاِطعامُ
مشکاة الأنوار، ص 561


شریفترین خصلتها وفاى به عهد است
أَشرَفُ الخَلاَئِقِ اَلوَفَا بِالعَهد
غررالحکم، ص251


چهار چیز است که به هر کس داده شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده: راستگویى، امانتدارى، حلال خورى و خوش اخلاقى
اَربَعٌ مَن اُعطِیهُنَّ فَقَد اُعطىَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ: صِدقُ حَدیثٍ وَ اَداءُ اَمانَةٍ وَ عِفَّةُ بَطنٍ وَ حُسنُ خُلُقٍ
(غررالحکم، ح2142)


ریشه عقل، قدرت است و میوه آن شادى.
اَصلُ العَقلِ القُدَرةُ وَ ثَمَرَتُها السُّرورُ.
(بحارالأنوار، ج 78، ص 7، ح 59)


هر کس به اندازه‏اى که او را کفایت مى ‏کند، قناعت کند، به آسایش و نظم مى‏ رسد و در آسودگى و رفاه منزل مى ‏گیرد.
مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الکفافِ فَقَدِ انتَظَـمَ الرّاحَةَ وَ تَبَوَّاَ خَفضَ الدَّعَةِ
(نهج البلاغه، حکمت 371)


خداوند خیر دنیا و آخرت را جز به خاطر خوش اخلاقى و خوش نیتى به بنده نمى ‏دهد.
ما اَعطَى اللّه‏ُ سُبحانَهُ العَبدَ شَیئا مِن خَیرِ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ اِلاّ بِحُسنِ خُلُقِهِ وَ حُسنِ نیتِهِ
(غررالحکم، ح 9670)


هرگاه نیت‏ها فاسد باشد، برکت از میان مى ‏رود.
عِندَ فَسادِ النِّیةِ تَرتَفِعُ البَرَکةُ
(غررالحکم، ح 6228)


بسم اللّه‏، شفاى هر دردى و یارى کننده هر دارویى است.
بسمِ اللّهِ شِفاءٌ مِن کلِّ داءٍ و عَونٌ لِکلِّ دَواءٍ
(عیون أخبار الرضا علیه‏السلام ، ج 2، ص )


اخلاقت را خوب کن تا خداوند حسابت را آسان گرداند.
حَسِّن خُلقَک یخَفِّفِ اللّه‏ُ حِسابَک
(امالى صدوق، ص 278 )


خودت را به کارهاى زیبا عادت بده که اگر به آنها عادت کنى، برایت لذت بخش مى ‏شوند.
عَوِّد نَفسَک الجَمیلَ فَبِاعتیادِک اِیاهُ یعودُ لَذیذا
(شرح ‏نهج البلاغه، ابن ابى ‏الحدید، ج20، ص266، ح92 )


هر کس بد اخلاق باشد، خانواده ‏اش از او دلتنگ و خسته مى‏ شوند.
مَن ساءَ خُلقُهُ، مَلَّهُ اَهلُهُ
(تحف العقول، ص 214)


بالاترین درجه دانایى، تشخیص اخلاق از یکدیگر و آشکار کردن اخلاق پسندیده و سرکوب اخلاق ناپسند است.
رَأسُ العِلمِ التَّمییزُ بَینَ الاخلاقِ وَ اِظهارُ مَحمودِها وَ قَمعُ مَذمومِها
(غررالحکم، ح 5267)


مردم همگى آزادند، ولى خداوند بعضى را سرپرست بعضى دیگر قرار داده است
اَلنّاسُ کلُّهُم اَحرارٌ وَلکنَّ اللّه‏َ خَوَّلَ بَعضَکم بَعضا
(امالى شیخ صدوق، ص 531، ح 718)


هر کس دین روزى او شود، براستى خیر دنیا و آخرت روزى او شده است
مَن رُزِقَ الدِّینَ فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ
(غررالحکم، ح 8523)


بدترین مردم کسى است که خطا را نمی ‏بخشد و عیب (دیگران) را نمی ‏پوشاند
شَرُّ النّاسِ مَن لا یعفو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا یستُرُ العَورَةَ
(غررالحکم، ج4، ص175، ح 5734)


هر کس بد اخلاق باشد، روزى ‏اش تنگ مى ‏شود.
مَن ساءَ خُلقُهُ ضاقَ رِزقُهُ
(غررالحکم، ح 8023)


عاقل ‏ترین مردم کسى است که بهتر بتواند امور زندگى ‏اش را برنامه ‏ریزى کند و براى اصلاح آخرتش بیشتر همت نماید.
اَفضَلُ النّاسِ عَقلاً اَحسَنُهُم تَقدیرا لِمَعاشِهِ وَ اَشَدُّهُمُ اهتِماما بِاِصلاحِ مَعادِهِ
( غررالحکم، ح 3340. )


همه خیر دنیا و آخرت در رازدارى و هم‏نشینى با نیکان است و همه شر در افشاى اسرار و دوستى با اشرار است.
جَمعُ خَیرِ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ فى کتمانِ السِّرِّ وَ مُصادَقَةِ الاَخیارِ، وَ جَمعُ الشَّرِّ فِى الاِذاعَةِ وَ مُؤاخاةِ الاَشرار
( بحارالأنوار، ج 74 ، ص 178، ح 17 )


به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی
قُم عَن مَجلِسِکَ لِاَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ اِن کُنتَ اَمیراً
(غررالحکم،ح2341)


با مردم چنان معاشرت کنید که اگر فوت نمودید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما مهربانی ورزند.
خالِطوُا النّاسَ مُحالِطَةً اِن مِتُّم مَعُها بَکَوا عَلَیکُم وَ اِن عِشتُم حَنُّوا اِلَیکُم
(نهج البلاغه،قصارالحکم10)


همنشین بی خرد مباش که او کار (نابخردانه) خود را برای تو آراید و دوست دارد تو را چون خود نماید.
لاتَصحَب المائِق فَاِنَّهُ یُزَیِّنُ لَکَ فِعلَه وَ یَوَدُّ اَن تَکُونَ مِثلَه
(قصارالحکم،293)


شتاب کردن در کاری پیش از بدست آوردن توانایی و سستی کردن بعد از به دست آوردن فرصت از نادانی است.
مِنَ الخُرقِ المعاجَلَةُ قَبلَ الإمکانِ و الاَناةٌ بعدَ الفُرصةِ
(جهادالنفس،ح829)


هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند به عیبهایش آگاه شود
مَن حاسَبَ نفسَهُ وَقَفَ علی عُیُوبِهِ
(شرح غررالحکم،ج5،ص299)


کسی که صبر وی را نجات نبخشد، جزع و بی تابی وی را از پای در می آورد.
مَن لَم یُنجهِ الصَّبرُ أهلَکَهُ الجَزَعُ
(جهادالنفس،ح252)


عاقل‏ترین مردم کسى است که به عیب‏هاى خویش بینا و از عیوب دیگران، نابینا باشد
اَعقَلُ النّاسِ مَن کانَ بِعَیبِهِ بَصیرا وَ عَن عَیبِ غَیرِهِ ضَریرا
غررالحکم، ح 3233


عاقل کسى است که جدّى‏اش از شوخى‏اش بیشتر باشد و با کمک عقلش بر هوا و هوسش پیروز گردد
اَعقَلُ النّاسِ مَن غَلَبَ جِدُّهُ هَزْلَهُ وَ استَظهَرَ عَلى هَواهُ بِعَقلِه
غررالحکم، ح 3355


دین را پناهگاه و عدالت را اسلحه خود قرار ده تا از هر بدى نجات پیدا کنى و بر هر دشمنى پیروز گردى
اِجعَلِ الدِّینَ کَهفَکَ وَالعَدلَ سَیفَکَ تَنجُ مِن کُلِّ سوءٍ وَتَظفَر عَلى کُلِّ عَدُوٍّ
غررالحکم، ج2، ص 221، ح 2433


عقل، اندوختن تجربه‏ها (و عمل به آن) است و بهترین تجربه، آن است که پندت داده
اَلعَقلُ حِفظُ التَّجارِبِ وَ خَیرُ ما جَرَّبتَ ما وَعَظَکَ
نهج البلاغه، نامه 31


هر کس با عقلا مشورت کند، از نور عقل‏ها بهره مى‏برد
مَن شاوَرَ ذَوِى العُقولِ استَضاءَ بِاَنوارِ العُقولِ
غررالحکم، ح 8634


با هوا و هوست مبارزه کن، بر خشمت مسلّط شو و با عادت‏هاى بدت مخالفت کن، تا روحت پاک و عقلت کامل گردد و پاداش پروردگارت را به تمامى دریافت نمایى
جاهِد شَهوَتَکَ وَ غالِب غَضَبَکَ وَ خالِف سوءَ عادَتِکَ، تَزکُ نَفسُکَ وَ یَکمُل عَقْلُکَ وَ تَستَـکمِل ثَوابَ رَبِّکَ
غررالحکم، ح 4760


نیاز عاقلان به ادب، همانند نیاز کشتزار به باران است
اِنَّ بِذَوِى الْعُقولِ مِنَ الْحاجَةِ اِلَى الاَْدَبِ کَما یَظْمَأُ الزَّرْعُ اِلَى الْمَطَر
غررالحکم، ح 3475


محفوظ بودن زن، براى سلامتی ‏اش مفیدتر است و زیبایى او را با دوام‏تر می کند
صیانَةُ المَراَةِ اَنـعَمُ لِحالِها وَ اَدوَمُ لِجَمالِها
غررالحکم، ح 5820


عاقل کسى است که کارهایش را خوب انجام دهد و تلاشى که مى‏کند، به جا باشد.
اَلْعاقِلُ مَنْ اَحْسَنَ صَنائِعَهُ وَ وَضَعَ سَعْیَهُ فى مَواضِعِهِ
غررالحکم، ح 1798


برکت عمر در خوب انجام دادنِ کارهاست
بَرَکَةُ العُمرِ فى حُسنِ العَمَلِ
غررالحکم ، ح 4434


انسان، با نیّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنیت محیط و روزى زیاد، دست مى‏یابد
وُصولُ المَرءِ اِلى کُلِّ ما یَبتَغیهِ مِن طیبِ عَیشِهِ وَ اَمنِ سِربِهِ وَ سَعَةِ رِزقِهِ بِحُسنِ نیَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلظِهِ
غررالحکم، ح 10141


خوش گمانى، از اخلاق عاقلان است.
اَلظَّنُّ الصَّوابُ مِن شیَمِ اُولِى الاَلباب
غررالحکم، ح 1386


برکت در مال کسى است که زکات بپردازد، به مؤمنان مدد و یارى رساند و به خویشاوندان کمک نماید
اَلبَرَکَةُ فى مالِ مَن آتَى الزَّکاةَ وَ واسَى المُؤمِنینَ وَ وَصَلَ الاَقرَبینَ
تحف العقول، ص 172


هیچ کس جز با اجراى حدود و احکام خدا خوشبخت نمى‏شود و جز با ضایع کردن آن بدبخت نمى‏گردد
لا یَسعَدُ أحَدٌ إلاّ بِإقامَةِ حُدودِ اللّه‏ِ وَ لا یَشقى أحَدٌ إلاّ بِإِضاعَتِها
غررالحکم، ح10853


به راستى که دانش، مایه حیات دل‏ها، روشن کننده دیدگان کور و نیروبخش بدن‏هاى ناتوان است
اِنَّ العِلمَ حَیاةُ القُلوبِ وَ نورُ الاَْبصارِ مِنَ العَمى وَ قُوَّةُ الاَْبدانِ مِنَ الضَّعفِ
امالى صدوق، ص 493، ح 1


عقل خویش را زیر سؤال ببرید؛ زیرا از اعتماد به آن، خطاها سرچشمه مى‏گیرد.
اِتَّهِمُوا عُقولَکُم فَاِنِّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها یَکونُ الخَطاءُ
غررالحکم، ح 2570


عاقل کسى است که زبانش را از بدگویى پشت سر دیگران، نگه دارد.
اَلعاقِلُ مَن صانَ لِسانَهُ عَنِ الغیبَةِ
غررالحکم، ح 1955


اگر نماز گزار می دانست تا چه حد مشمول رحمت الهى است، هرگز سر خود را از سجده بر نمی داشت
لَو یعلَمُ المُصَلّى ما یغشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ
(غررالحکم، ح 7592 )


انسان زیرک، دوستش حق است و دشمنش باطل
اَلکیسُ صَدیقُهُ الحَقُّ وَ عَدُوُّهُ الباطِلُ
(غررالحکم، ح 1524)


بهترین این امت، میانه ‏روها هستند
خَیرُ هذِهِ الاُُمَّةِ النَّمَطُ الاَوسَطُ
(بحارالأنوار، ج 4، ص 41، ح 18)


مردم، به ادب (فرهنگ و تربیتِ) درست ، نیازمندترند، تا به طلا و نقره.
اِنَّ النّاسَ اِلى صالِحِ الادَبِ اَحوَجُ مِنهُم اِلَى الفِضَّةِ وَ الذَّهَبِ
(مکارم الأخلاق، ص 17)


هر کس تقواى الهى پیشه کند، مردم او را دوست خواهند داشت
مَنِ اتَّقَى اللَّهَ اَحَبَّهُ النَّاسُ
(کشف الغمه، ج 3، ص 139)


به راستی که حدیث ما (اهل بیت) دلها را زنده می‌کند
إنَّ حَدِیثَنا یُحیِی القُلُوبَ
(بحارالأنوار، ج 2، ص 144)


زنهار از پُرگویى ؛ زیرا هر که پُرگو باشد ، گناهانش بسیار شود
إیاک وَالهَذَرَ فَمَن کثُرَ کلامُهُ کثُرَت آثامُهُ
(غررالحکم و دررالکلم، ح 2637 )


بدهى بسیار، راستگو را دروغگو و خوش‏قول را بدقول مى ‏گرداند.
کثرَةُ الدَّین تُصَیرُ الصّادِقَ کاذِبا وَ المُنجِزَ مُخلِفا
(غررالحکم، ج 4، ص 592، ح 7105 )


پرهیز از نگاه ناروا ، برترین پرهیزگارى است
غَضُّ الطَّرفِ مِن أفضَلِ الوَرَعِ
(عیون الحکم والمواعظ ،ح 5882 )


هر کس خودش را اصلاح نکند، نمى ‏تواند دیگران را اصلاح نماید.
مَن لَم یصلِح نَفسَهُ لَم یصلِح غَیرَهُ
(غررالحکم، ح 8990 )


گریستن بنده از خوف خدا، گناهانش را از میان می ‏برد
بُکاءُ العَبدِ مِن خَشیةِ اللَّهِ یمَحِّصُ ذُنُوبَهُ
(غررالحکم و دررالکلم، ح 4432)


دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست:در شدت و گرفتارى او ، در غیبت وى و پس از مرگش
لا یکون الصدیق صدیقا حتى یحفظ اخاه فى ثلاث:فى نکبته و غیبته و وفاته.
(نهج البلاغه)


برشما باد به فهمیدن، نه نقل کردن
عَلیکم بِالدِرایات لا بالرّوایات
(میزان الحکمه،ح ????)


بى اعتنائى و امید نداشتن بدانچه در دست مردم است بزرگترین توانگرى است.
الغنى الاکبر الیأس عما فى ایدى الناس
(نهج البلاغه)


هر کس خود را، از رأى و نظر دیگران بى‏نیاز بداند، خودش را به خطر انداخته است.
قَد خاطَرَ بِنَفسِهِ مَنِ استَغنى بِرَأیِهِ
من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 388، ح 5834


عزیزترین عزّت، دانش است، چرا که با آن معاد شناخته مى‏شود و راه کسب معاش به دست مى‏آید و خوارترین خوارى، نادانى است، چرا که نادان کر و لال و کور و سرگردان است
اَعَزُّ العِزِّ العِلمُ ؛ لاِءَنَّ بِهِ مَعرِفَةُ المَعادِ وَ المَعاشِ، وَ اَذَلُّ الذُّلِّ الجَهلُ ؛ لاِءَنَّ صاحِبَهُ اَصَمُّ ، اَبکَمُ ، اَعمى ، حَیرانُ
نزهة الناظر، ص 70، ح 65


بردبارى، مانعى در برابر آفت‏هاست
الحِلمُ حِجابٌ مِنَ الآفا
غررالحکم، ح 720


ظلم و تجاوز، انسان را زمین مى‏زند و مرگ‏ها را نزدیک مى‏سازد.
اَلبَغىُ یَصرَعُ الرِّجالَ وَ یُدنِى الاآجال
غررالحکم، ح 1494


از خدا پروا کنید و با پارسایى از دینتان پاسدارى نمایید .
اِتَّقُوا اللّهَ وصُونوا دِینَکُم بِالوَرَعِ
الکافی: ج 2 ، ص 76 ، ح 2


خوش‏ترین زندگى، زندگى با قناعت است
اَطیَبُ العَیشِ القَناعَة
غررالحکم، ح 2918


با علما هم‏نشین باش، تا علمت زیاد و ادبت نیکو و جانت پاک گردد
جالِسِ العُلَماءَ یَزدَد عِلمُکَ وَ یَحسُن اَدَبُکَ وَ تَزکُ نَفسُکَ
غرر الحکم ، ح 4786


دعا ، سپر مؤمن است.
الدّعاء ترس المؤمِن
الکافی : ج 2 ، ص 468 ح 4


هر کس به خدا توکل کند، دشوارى‏ها براى او آسان مى‏شود و اسباب برایش فراهم مى‏گردد.
مَن تَوکَّلَ عَلَى اللّه‏ِ ذَلَّت لَهُ الصِّعاب وَتَسَهَّلَت عَلَیهِ الأسبابِ؛
غررالحکم ج5، ص524


رستگار شد آن‏که کار امروزش را سامان داد و کوتاهى‏هاى دیروزش را جبران کرد.
فازَ مَن أصلَحَ عَمَلَ یومِهِ وَ استَدرَک فَوارِطَ أمسِهِ
(مستدرک الوسائل ، ج 12، ص 151)


اندکى حقّ، بسیارى باطل را نابود می ‏کند، همچنان که اندکى آتش، هیزم‏هاى فراوانى را مى ‏سوزاند.
قَلیلُ الحَقِّ یدفَعُ کثیرَ الباطِلِ کما اَنَّ القَلیلَ مِنَ النّارِ یحرِقُ کثیرَ الحَطَب
(غررالحکم، ح 6735 )


شوخى زیاد، ارج و احترام را مى ‏برد و موجب دشمنى مى ‏شود.
کثرَةُ المِزاحِ تُذهِبُ البَهاءَ وَ توجِبُ الشَّحناءَ
(غرر الحکم، ح 7126 )


هیچ لباسى زیباتر از سلامتى نیست
لا لِباسَ أجمَلُ مِنَ السَّلامَةِ
(عیون الحکم والمواعظ، ح 9891)


صله رحم، نعمت‏ها را فراوان مى ‏کند و سختى ‏ها را از بین مى ‏برد.
صِلَةُ الرَّحِمِ تُدِرُّ النِّعَمَ وَ تَدفَعُ النِّقَمَ
(غررالحکم، ح 5836)


لباس پاکیزه غم و اندوه را برطرف مى ‏کند و باعث پاکیزگى نماز است.
اَلنَّظیفُ مِنَ الثِّیابِ یذهِبُ الهَمَّ وَالحُزنَ وَهُوَ طَهورٌ لِلصَّلاةِ
(کافى، ج 6 ، ص 444، ح 14)


دانش با تن‏ آسایى به دست نمی ‏آید
لا یدرَکُ العِلمُ بِراحَةِ الجِسمِ
(غررالحکم و دررالکلم، ح 10684)


هر کس در دل خود، نهال علاقه به غذاهاى گوناگون را بکارد، محصول بیمارى‏ هاى گوناگون از آن مى ‏چیند.
مَن غَرَسَ فى نَفسِهِ مَحَبَّةَ اَنواعِ الطَّعامِ، اِجتَنى ثِمارَ فُنونِ الاَسقامِ
(غررالحکم، ح 9219 )


مردم برادرند، اما آن که برادرى ‏اش براى خدا نباشد، برادرى وى، دشمنى است.
اَلنّاسُ اِخوانٌ فَمَن کانَت اُخُوَّتُهُ فى غَیرِ ذاتِ اللّه‏ِ فَهِىَ عَداوَةٌ
(بحارالأنوار، ج 74، ص 165، ح 29 )


صدقه دادن دارویى ثمر بخش است ، و کردار بندگان در دنیا ، فردا در پیش روى آنان جلوه گر است.
الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنجِحٌ وَ أَعمَالُ العِبَادِ فِى عَاجِلِهِم نُصبُ أَعینِهِم فِى آجَالِهِم.
(کافى، ج 5، ص 125، ح 7 )


بزرگترین عیب آن است که آنچه را که مانند آن در خودِ توست عیب بشماری.
أکبَرُ العَیب أن تَعیبَ مَا فِیکَ مِثلُهُ
(جهاد النفس ح 336)


هر مقداری که بتوان بر آن اکتفا نمود کافی است
کُلَ مُقتَصَر عَلَیهِ کاف.
(جهاد النفس ح 635)


خوشا به حال کسیکه بیاد معاد باشد . و برای روز حساب عمل کند و بمقدار کفایت قناعت نماید . و از خدا راضی باشد.
طوبی لمن ذکر المعاد ، و عمل للحساب ، وقنع بالکفاف ، و رضی عن الله
(نهج البلاغه)


بترس [از خدا] بترس، به خدا سوگند آنقدر پرده پوشی کرده که گوئی آمرزیده است.
الحَذَر الحَذَر فَوالله لَقَد سَتَر ، حَتّی کَاّنَه قَد غَفَر
(نهج البلاغه)


داوری در حق افراد مورد اطمینان با تکیه بر گمان از عدالت دور است.
لیس من العدل القضاء علی الثقه بالظن
( نهج البلاغه )


هیچ شفاعت کننده ای پیروزمندتر از توبه نیست.
لَا شَفیعَ اَنجَحُ مِنَ التَّوبَه
( جهاد النفس، ح 460 )


معده سراى دردهاست و پرهیز، بهترین درمان. هر بدنى را به همان که خو مى‏گیرد، عادت دهید. با پرخورى، تندرستى نخواهد بود
المَعِدَةُ بَیتُ الاَْدواءِ وَ الحِمیَةُ رَأسُ الدَّواءِ، وَ عَوِّد کُلَّ بَدَنٍ مَا اعتادَ. لا صِحَّةَ مَعَ النَّهَمِ
تاریخ دمشق، ج 60، ص 325.


هرگاه جوان را توبیخ کردى ، برخى خطاهاى او را نادیده بگیر، تا توبیخ تو، او را به مقابله وادار نسازد
اِذا عاتَبتَ الحَدَثَ فَاترُک لَهُ مَوضِعا مِن ذَ نبِهِ لِئَلاّ یَحمِلَهُ الاخراجُ عَلَى المُکابَرَةِ
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید ، ج 20، ص 333، ح 819


هر کس باطل را یارى کند، به حق ستم کرده است
ظَـلَمَ الحَقَّ مَن نَصَرَ الباطِلَ
غررالحکم، ح 6041


هر کس مى‏خواهد دعایش مستجاب شود و غمش از بین برود باید گره از کار گرفتارى باز کند.
مَن أَرادَ أن تُستَجابَ دَعوَتُهُ وَأَن تُکشَفَ کُربَتُهُ فَلیُفَرِّج عَن مُعسِرٍ؛
نهج الفصاحه ح‏2961


روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.
صومُ النَّفسِ عَن لَذّاتِ الدُّنیا اَنفَعُ الصّیام
غرر الحکم، ج 1 ص 416 ح 64


روزه پرهیز از حرامها است همچنانکه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏کند.
اَلصّیامُ اِجتِنابُ المَحارِم کَما یَمتَنِعُ الرَّجُل مِنَ الطَّعامِ وَ الشَّراب.
بحار ج 93 ص 249


روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.
صومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صیامِ الِّلسان وَ صومُ الِّلسانِ خَیرٌ مِن صیامِ البَطن.
غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80


چه بسا روزه‏دارى که از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى که از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد
کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء
نهج البلاغه، حکمت 145


و درود خدا بر او ، فرمود : نخستین پاداش بردبار از بردبارى اش آن که مردم در برابر نادان ، پشتیبان او خواهند بود
أَوَّلُ عِوَضِ الحَلِیمِ مِن حِلمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنصَارُهُ عَلَى الجَاهِلِ
نهج البلاغه، حکمت 206


از کسانى مباش که بى‏عمل، به آخرت امید دارند... از گناه باز مى‏دارند، اما خود باز نمى‏ایستند، به کارهایى فرمان مى‏دهند که خود انجام نمى‏دهند
لا تَـکُن مِمَّن یَرجُو الاآخِرَةَ بِغَیرِ العَمَلِ... یَنهى وَ لا یَنتَهى وَ یَامُرُ بِما لا یَاتى...
نهج البلاغه، از حکمت 150


تعریف بیش از استحقاق، چاپلوسى و کمتر از استحقاق، از ناتوانى در سخن و یا حسد است
اَلثَّناءُ بِاَکثَرَ مِنَ الاستِحقاقِ مَلَقٌ وَ التَّقصیرُ عَنِ الاستِحقاقِ عِىٌّ اَو حَسَدٌ
نهج البلاغه، حکمت 347


بهترینِ ادب‏ها آن است که تو را از حرام‏ها باز دارد
اَحسَنُ الآْدابِ ما کَفَّکَ عَنِ المَحارِمِ
معدن الجواهر، ص 59


زبان تربیت نشده ، درنده اى است که اگر رهایش کنى مى گزد.
اللِّسَانُ سَبُعٌ إِن خُلِّی عَنهُ عَقَرَ .
(نهج البلاغه، حکمت60)


آبروى خود را هدف تیر گفتار هر گوینده‏اى نساز
لا تَجعَل عِرضَک غَرَضاً لِقَولِ کلِّ قائِلِ
(غررالحکم و دررالکلم، ح 10304)


یارى رساندن به ستمدیده فریاد خواه و شاد کردن غمناک، از کفّاره‏هاى گناهان بزرگ است.
مِن کفّاراتِ الذُّنوبِ العِظامِ: اِغاثَةُ المَلهوفِ وَ التَّنفیسُ عَنِ المَکروبِ
(نهج الیلاغه حکمت 24)


مبادا جز حق، با تو اُنس بگیرد و جز باطل، از تو بهراسد.
لا یؤنِسَنَّک اِلاَّ الحَقُّ وَ لا یوحِشَنَّک اِلاَّ الباطِلُ
(نهج البلاغه، از خطبه 130 )


شادى مؤمن در چهره اوست ، قدرت وى در دینش، و اندوه او در دلش
إِنَّ بِشرَ المُؤمِنِ فِی وَجهِهِ ، وَ قُوَّتَهُ فِی دینِهِ وَ حُزنَهُ فِی قَلبِهِ
(میزان الحکمه، ح 1721)


ایمان خود را با صدقه دادن و اموالتان را با زکات دادن نگاهدارید، و امواج بلا را با دعا از خود برانید.
سُوسُوا إِیمَانَکم بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَموَالَکم بِالزَّکاةِ وَ ادفَعُوا أَموَاجَ البَلَاءِ بِالدُّعَاءِ .
(نهج البلاغه – حکمت 146 )


خردمند ، کسى است که تجربه‏ها پندش دهد .
اِنَّمَا العاقِلُ مَن وَعَظَتهُ التَّجارِبُ
کنزالفوائد، ص 87


انصاف، میه آسیش است.
اَلاِنصافُ راحَةٌ
(غررالحکم، ح 16)


نـادانى، میـه مرگ زندگان و دوام بدبختى است.
اَلجَهلُ مُمیتُ الاَحیاءِ وَ مُخَلِّدُ الشَّقاءِ
(غررالحکم، ح 1464)


راز خود را به کسی که امانتدار نیست، مسپار.
لاتُودِعَنَّ سِرَّکَ مَن لا أمانَةَ لَهُ.
غررالحکم و دررالکلم، ح 1066


دوستدار حقیقی تو کسی است که از تو چاپلوسی نمیکند و ستایشگر واقعی تو آنکه تو را از [ستایشهایش دربار? تو] باخبر نمیکند.
إنَّما یُحِبُّکَ مَن لا یَتَمَلََّقُکَ، وَیُثنی عَلَیکَ مَن لا یُسمِعُکَ.
غررالحکم و دررالکلم، ح 7119


بی ‏رغبتى به دنیا، بزرگ‏ترین آسیش است.
اَلزُّهدُ فِى الدُّنیا الراحَةُ العُظمى
غررالحکم و دررالکلم، ح 1316


حق با شخصیتها شناخته نمیشود؛ حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی.
إِنَّ الحَقَّ لا یعرَفُ بِالرِّجَالِ؛ اِعرِفِ الحَقَّ، تَعرِف أهلَهُ.
روضة الواعظین، ص 31


بهترین دوستانت، کسى است که با راستگویی ‏اش تو را به راستگویى دعوت کند و با اعمال نیک خود، تو را به انجام اعمال خوب برانگیزد.
خَیرُ اِخوانِک مَن دَعاک اِلى صِدقِ المَقالِ بِصِدقِ مَقالِهِ وَ نَدَبَک اِلى اَفضَلِ الاَعمالِ بِحُسنِ اَعمالِهِ
غررالحکم، ح 5022


در فراز و نشیبهای روزگار، گوهر مردان شناخته میشود.
فِی تَقَلُّبِ الأحوَالِ عُلِمَ جَوَاهِرُ الرِّجَالِ.
نهج البلاغه، حکمت 208


درباره آیه سهم خود را از دنیا فراموش مکن : [یعنى] سلامتى ، توانایى ، فرصت ، جوانى و شادابى‏ ات را فراموش مکن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آورى
فی قَولِ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ «وَ لاَ تَنسَ نَصیبَک مِنَ الدُّنیا» : لا تَنسَ صِحَّتَک وَ قُوَّتَک وَ فَراغَک وَ شَبابَک وَ نَشاطَک اَن تَطلُبَ بِهَا الآخِرَةَ
قصص ، آیه 77 ؛ امالى صدوق ، ص 299، ح 336


پیروزی در پرتو تدبیر و احتیاط است و تدبیر و احتیاط به تفکر است و تفکر صحیح به نگهداری اسرار است.
الظَفَرَ بالحَزمِ ، وَ الحَزمِ بِاجالَه الرَایَ، وَ الرَای بتَحصینِ الاَسرارِ
(نهج البلاغه)


دلها مانند بدنها خسته می‌شوند پس (برای رفع خستگی آنها) حکمتهای تازه بجویید.
إن‎‏َّ هذِِهِ القُلوبَ تَمَلُّ‏‏‎ُّ کما تَمَلُّ الأبدانُ فَابتَغوا لَها طَرائِفَ الحِکمِ.
(نهج البلاغة، حکمت91)


مستمند فرستاده خدا است . کسیکه از او دریغ دارد از خدا دریغ داشته و کسیکه به او عطا و بخشش کند بخدا عطا کرده.
إنَّ المِسکین رَسولُ اللهِ، فَمَن مَنِعَهُ فَقَد مَنَع اللهُ ، و مَن أعطاءُ فَقَد اَعطی الله.
(نهج البلاغة)


سلامت بدن نشانه کمی حسد است
صِحَّه الجَسَدِ مِن قِلّه الحَسَدی
(جهاد با نفس، ح 553)


تقوای خدا را پیشه کن تقوایی اگر چه کم و بین خود و خدایت پرده ای قرار ده اگر چه نازک
اِتَّقِ الله بَعضَ التُّقی و اِن قَلَّ وَ اجعَل بَینَکَ وَ بَینَ الله سِتراً وَ اِن رَقَّی
(جهاد با نفس، ح 183)


نهایت خشنودى خداوند از بندگانش و خواسته او از آفریدگانش تقواست، پس تقوا از خداوندى بکنید که اگر پنهان کنید مى‏داند و اگر آشکار سازید مى‏نویسد
اِنَّ التَّقوى مُنتَهى رِضَى اللّه‏ِ مِن عِبادِهِ وَحاجَتُهُ مِن خَلقِهِ فَاتَّقُوا اللّه‏َ الَّذى اِن اَسرَرتُم عَلِمَهُ وَاِن اَعلَنتُم کَتَبَهُ
کنزالعمال 10/143/28731


توکل بر خداوند، مایه نجات از هر بدى و محفوظ بودن از هر دشمنى است
اَلتَّوَکُلُّ عَلَى اللّه‏ِ نَجاةً مِن کُلِّ سوءٍ وَحِرْزٌ مِن کُلِّ عَدُوٍّ
بحارالأنوار 78/79/56


تقواپیشه براى انجام هر کار خیرى سبقت مى‏گیرد.
اَلتَّقِىُّ سابِقٌ اِلى کُلِّ خَیرٍ
نهج الفصاحه ح 781


هر کس نیّتش خوب باشد، توفیق یاریش خواهد نمود.
مَن حَسُنَت نیَّتُهُ أَمَدَّهُ التَّوفیقُ
غررالحکم 5/462/9186


نیّت خوب، برخاسته از سلامت درون است.
حُسنُ النِّیَّةِ مِن سَلامَةِ الطَّویَّةِ
التوحید ص‏63


راستگو، با راستگویى خود به همان مى ‏رسد که دروغگو با حیله ‏گرى خود.
یَبلُغُ الصّادِقَ بصِدقِهِ ما یَبلُغُهُ الکاذِبَ باحتیالِهِ
غررالحکم، ج 6، ص 471، ح 11006.


هر کس به عدالت رفتار کند، خداوند حکومتش را حفظ خواهد کرد.
مَن عَمِلَ بِالْعَدلِ حَصَّنَ اللّه‏ُ مُلکَهُ
غررالحکم، ج5، ح 8722


مؤثّرترین وسیله جلب رحمت خدا این است که خیرخواه همه مردم باشى.
أَبلَغُ ماتَستَدِرُّ بِهِ الرَّحمَةَ أَن تُضمِرَ لِجَمیعِ النّاسِ الرَّحمَةَ
غرر الحکم ، ص 212


هرگاه نیت فاسد شود، بلا و گرفتارى پیش مى‏آید.
اِذا فَسَدَتِ النِّـیَّةُ وَقَعَتِ البَلیَّةُ
غررالحکم، ح 4021


نقش صبر در کارها همانند نقش سر در بدن است؛ همچنان که اگر سر از بدن جدا شود، بدن از بین مى‏رود، صبر نیز هرگاه همراه کارها نباشد، کارها تباه مى‏گردند.
اَلصَّبْرُ فِى الاُْمورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ، فَاِذا فارَقَ الرَّأسُ الجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ اِذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُْمورَ فَسَدَتِ الاُْمورُ
کافى، ج 2، ص 90، ح 9


در کار آخرت باش تا دنیا ذلیلانه به تو رو آورد
خَلَیک بِالآخِرَةِ تَأتِک الدُّنیا صاغِرَةً
غررالحکم و دررالکلم، ح 6080


پایداری دولتها به برپا داشتن راه و رسم دادگری است
ثُباتُ الدُّوَلِ بِإقامَةِ سُنَنِ العَدلِ
غررالحکم و دررالکلم، ح 4715


با علما معاشرت کن تا علمت زیاد، ادبت نیکو و جانت پاک شود.
جالِس العُلَماءَ یزدَد عِلمُک وَ یحسُن اَدَبُک وتَزک نَفسُک
مطالب السؤول، ص 49


دانش کسب کنید تا به شما زندگى (و بالندگى) بخشد
اِکتَسِبُوا العِلمَ یکسِبکمُ الحَیاةَ
غررالحکم و دررالکلم، ح 2486


خِردهاى خود را خطاپذیر بدانید، که بسا اعتماد کردن به آن ، خطا باشد
اِتَّهِمُوا عُقُولَکُم فَإنَّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها یکُونُ الخَطاءُ
میزان الحکمة، ح 6842


روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنى غذا خوردن
صِیامُ القَلبِ عَنِ الفِکرِ فِی الآثامِ أفضَلُ مِن صِیامِ البَطنِ عَنِ الطَّعامِ
میزان الحکمه ، ح 10948


هر که نیت خود را خالص گرداند، از پستی دور ماند
مَن أخلَصَ النِیةَ تَنَزَّهَ عَنِ الدَّنِیةِی
(غرر الحکم و درر الکلم، ح2678)


اجل به عنوان نگهبان برای آدمی کافی است
کَفی بِالاَجَلِ حارِساً
(جهاد با نفس، ح 78)


قلب شخص نادان در زبان اوست و زبان شخص خردمند در قلب اوست
قَلبُ الأحمَق ِ فی لِسَانِهِ وَ لِسَانُ العَاقِل ِ فی قَلبهِی
(جهاد با نفس، ح 310)


سخت ترین گناهان، گناهی است که انجام دهنده ی آن، آن را ناچیز بشمارد
اَشَّدُ الذّنُوبِ مَا استَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ
(جهاد با نفس، ح 398)


آن مدّت عمری که خداوند برای فرزند آدم جای عذر و بهانه باقی گذارده شست سال است
العُمُرُ الَّذی أعذَرَ الله فِیهِ إلَی ابن ادَمَ سِتُّونَ سَنَهی
(جهاد با نفس، ح 873)


همانا پشیمانی از بدی آدمی را به سوی ترکِ بدی فرا می خواند
إنَّ النَّدمَ عَلَی الشَّرِّ یَدعو إلَی تَرکِهی
(جهاد با نفس، ح 767)


صبر کلید رسیدن است و کامیابی سرانجام کسی که صبر می‌کند
الصَّبرُ مِفتاحُ الدَّرک وَ النُّجحُ عُقبَی مَن صَبَرَی
(بحارالأنوار، ج75، ص45)



*** ٢ فروردین ۱۳٩۳ | ۳:٥٢ ‎ب.ظ*** اینجـانب عـادل *** رد پـای شمـا ()
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فقر..................................... میخواهم بگویم........................... فقر همه جا سر میکشد............... فقر ،گرسنگی نیست ،عریانی هم نیست... فقر ،چیزی را "نداشتن" است ،ولی ،آن چیز پول نیست/طلا و غذانیست.................... فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند... فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر،کتیبه سه هزارساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند............................... فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود............. فقر، همه جا سرمیکشد........................ فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست...... فقر ، روز را " بی اندیشه "سر کردن است...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب
RSS Feed