♥♥زندگـــღـــی زیباســღـــت♥♥
اشکهایی که پس از هر شکست میریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم

سوال:


بعضی از افراد آیت الله خامنه ای را نائب امام زمان می دانند در حالی که ایشان معصوم نیست. ایشان  را ولی مطلق فقیه می دانند در حالی که به نظر من ولایت فقیه مختص رسول اکرم و 12 امام می باشد.
سؤال دیگر من آن است که آیا بر رهبری نیز می توان نظارت کرد؟ و در صورت بروز تخلف به چه  مرجعی باید مراجعه کرد؟
 پاسخ:

****بقیه در ادامه مطلب****


در سه بخش به این پرسش  پاسخ می گوئیم:

پاسخ قسمت اول: آیا ولی مفقیه معصوم است؟
عصمت یعنی مصونیت از گناه، انحراف و خطا. تحقق عصمت به عنایت خدا است، ولی نه بدان معنا  که از معصوم سلب قدرت شده و توانایی ارتکاب گناه را ندارد و یا کمبودی در وجود اوست و فاقد  نیروی شهوت و غضب است، بلکه تحقق آن به اختیار و با به کار گرفتن عوامل باز دارنده از گناه به  توفیق پروردگار است.
طبق روایات و احادیث معصومین (ع) عصمت فقط منحصر در 14 نفر- پیغمبر (ص) و حضرت  زهرا (ع) و 12 امام شیعه – است. بنابراین، ولی فقیه در زمرۀ معصومان نیست.
حال این سؤال پش می آید که اگر ولی فقیه معصوم نیست چرا باید از او اطاعت کرد؟ برای پاسخ به  این پرسش ابتدا، باید بدانیم که لزوم تشکیل حکومت به عصر پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)  اختصاص نداشته است؛ بلکه درهر عصری بر مسلمانان واجب است حکومت تشکیل دهند و امور  اجتماعی خود را به بهترین شکل اداره نمایند. در تاسیس حکومت بی شک هر انسان عاقلی می داند که  رهبری جامعه را باید به شخصی سپرد که با تقوا، ایمان، مدیر، مدبر ... باشد.
لزوم حکومت را می توانید طبق آیات قرآن کریم که به انسان ها سفارش شده است مورد بررسی قرار  دهید از جمله آیات: آل عمران/ 104، الحجرات و انفال / 60 و مائده / 33 و مائده/ 38 ... و آنگاه که  حکومت تأسیس شد طبق آیات قرآن که می فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را!  و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوا الأمر [اوصیاى پیامبر] را!»[1]، باید بعد از اطاعت از پیامبر خدا از  اولوا الامر اطاعت کرد. به گفته اکثر مفسران معنای اولوا الامر این است که بعد از پیغمبر (ص) باید  از امیرمومنان وائمه اطهار تبعیت کرد و در عصر غیبت باید به ولی فقیه جامع الشرایط برای اداره  کشور رجوع کرد. لذا در زمان غیبت امام عصر ما وظیفه داریم حکومت تشکیل دهیم و وظیفه داریم از  ولی فقیه تبعیت نماییم.
امام صادق (ع) فرمودند: هر گاه(فقیه) بر اساس حکم ما حکم نماید هرکس از او پیروی نکند حکم خدا را  سبک شمرده است و مخالفت با ما کرده است و مخالفت با ما، مخالفت با خداست که در حد شرک است. [2]
سؤال دیگری که شاید به ذهن خطور نماید، این است که اگر ولی فقیه در سرپرستی جامعه دچار اشتباه  و لغزش شد چه باید کرد؟

عرض می کنیم که با توجه به شرایطی که برای رهبری وجود دارد، مانند این که 1. باید مؤمن، عادل،  متقی باشد. 2. فقیه اسلام شناس و آگاه به مسائل زمان باشد. 3. باید توانایی و حسن تدبیر داشته باشد.  3. حاکم اسلامی باید از صفات زشتی چون: حرص، بخل، طمع، جاه دوستی، سازشکاری و سست  رایی منزه باشد ...، ضریب اشتباه به حداقل کاهش می یابد. این مسئولیت چنان سنگین است که هر  کس تاب و تحمل عمل کردن به آن را ندارد، مگر کسی که خود را از درون ساخته باشد و ارتباط خود  را با خدای متعال در حد اعلی ارتقا بخشد تا بتواند چنین مسئولیت خطیر و مهمی را انجام دهد. لذا  تحمل چنین مسئولیتی از انسانی بر می آید که تا حیطۀ عصمت و پاکی هدایت شده است. امیر المومنین  (ع) می فرماید: شما به تجربه دانستید که سزاوار نیست فردی که زمام حکومت بر ناموس و خون ( جان) مردم، در آمدهای عمومی مسلمین، احکام اسلام و رهبری مسلمین را در دست می گیرد، بخیل  باشد و گرنه چشم طمع و حرص به اموال مردم می دوزد؛ نباید جاهل باشد و گرنه با نادانی خود آنها را  گمراه می کند؛ نباید بد اخلاق و تند خو باشد و گرنه با بد اخلاقی خود آنها را از خویش می دور می  کند؛ نباید از دولت های توانمند که دست به دست می شوند بترسد و گرنه با گروهی همراهی می کند و  دیگران را وا می گذارد؛ نباید اهل رشوه گرفتن باشد وگرنه حقوق مردم را ضایع می کند و حکم شرع  را مورد لزوم بیان نمی کند و نباید سنت رسول خدا را تعطیل کند و گرنه امت را تباه می سازد.»[3]
بنابراین احتمال لغزش و اشتباه ولی فقیه در اصول و ارزش های دینی و اسلامی و حکومتی در حداقل  ممکن است و چنین رهبری با ویژگی های منحصر به فرد هیچ گاه از او انتظار خطای فاحش نمی  رود.

------------ --------- --------- --------- --------- ---
[1] نساء، 59.
[2] وسایل الشیعه، ج 1، ص 67، شیخ حر عاملی.
[3] نهج البلاغه، خطبه 131.

پاسخ قسمت دوم: منظور از ولایت مطلبقه فقیه چیست؟
برای درک حقیقت ولایت مطلقۀ فقیه بیان چند امر ضروری است:
الف. معنای ولایت:
ولایت در زبان عربی از ماده «ولِِی» به معنای نزدیکی و قرب است[1] برای لفظ ولایت غیر از این  معنا دو معنای: 1. سلطنت و چیرگی 2. رهبری و حکومت ذکر شده است[2].
ب. معنای ولایت فقیه:
ولایت به معنای والی بودن، مدیر بودن و مجری است و اگر گفته می شود: «که فقیه ولایت دارد؛ یعنی  از سوی شارع مقدس، تبیین قوانین الاهی و اجرای احکام دین و مدیریت جامعه اسلامی در عصر  غیبت بر عهدۀ فقیه جامع الشرایط است[3]».
عده ای در این معنا نوعی «آقایی»، «ریاست» و «سلطنت» را نیز ادعا کرده اند که بیانگر چیرگی  «ولی» بر «مولی علیه» است. حال آن که مقصود از آن: «سرپرستی امور «مولی علیه» و ادارۀ  شئون او است که نوعی خدمت به «مولی علیه» است»[4].
ج. معنای مطلقه بودن ولایت فقیه:
در فقه؛ ولایت چند گروه ثابت شده است :1- ولایت پدر و جد پدری بر فرزند کوچک (غیر رشید) و بر  فرزند دیوانه و یا سفیه (کم عقل)[5]، در این موارد امور فرزند (دختر یا پسر) بر عهدۀ پدر یا جد  پدری او است، که پدر و جدی پدری با توجه به مصلحت فرزند امور او را اداره می کنند. - ولایت  وکیل بر موکل تا زمانی که موکل زنده باشد. موارد دیگری نیز ثابت است که در کتاب های فقهی ذکر  شده است. پس اصل ولایت بر دیگران از ضروریات فقه اسلام است یکی از این ولایت ها، ولایت  فقیه است.
آن چه مسلم است این است که همۀ فقیهان در اصل ثبوت ولایت فقیه اتفاق نظر دارند و اختلاف آنها  در سعه و ضیق دامنه اختیارات ولی فقیه است که اگر اختیارات او را از نوع ولایت به معنای ادارۀ  امور جامعه بگیریم به همان معنای ولایت مطلقه می رسیم.
ولایت مطلقه فقیه یک اصطلاح فقهی است که به حوزۀ اعمال ولایت و کسانی که تحت ولایت قرار  دارند نظر دارد و محدودیت در این زمینه را انکار می کند. به عبارت دیگر این اصطلاح بیان می کند  که، دامنۀ ولایت فقیه، محدود به عده خاصی مانند دیوانگان، سفیهان و ... نیست بلکه نسبت به همه  اقشار جامعه و همۀ افراد و همۀ احکام و مطلق است. حضرت امام خمینی (ره) در این باره می فرمود:  هر آنچه برای پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) از جهت ولایت و رهبری شان ثابت است،‌ عین  همان امور برای فقیه هم ثابت است اما دیگر اختیارات آنها که از این جهت نیست برای فقیه هم ثابت  نیست[6].
مرحوم شیخ انصاری در مناصب فقیه جامع الشرایط می گوید:
«مناصب فقیه جامع الشرایط عبارت است از: 1. فتوا 2. حکومت (قضاوت) 3. ولایت تصرف در  اموال و انفس»[7] و در ادامه می فرماید: «بله هر امری که مردم در آن به رئیسشان رجوع می کنند،  به مقتضای این که فقها اولی الامر هستند، بعید نیست که در این امور قائل به رجوع به فقیه شویم».[8]
بله بعضی از فقهاء این وسعت اختیارات را برای فقیه قبول ندارند و فقط دو منصب فتوا و قضاوت را  ثابت می دانند[9].
از این بیان روشن شد که اولا: منظور از ولایت مطلقه، و مطلق بودن ولایت این است که «فقیه باید  همه احکام اسلام را تبیین کند (نه بعضی و در مورد برخی). ثانیاً: هر آنچه برای پیامبر (ص) و ائمه  (علیهم السلام) از جهت ولایت و رهبری شان ثابت است،‌ برای فقیه هم ثابت است اما دیگر اختیارات  پیامبر و امام که از جهت ولایت و رهبری نیست برای فقیه هم ثابت نیست.[10] (مثل اختیاراتی که به  خاطر رسول خدا بودن و معصوم بودن دارد). لازم به تذکر است که تمام وظایف و تکالیفی که از ناحیه  معصومین صادر می شود، مطابق با عقل و شرع است و هیچ گاه دستورات خلاف شرع و عقل نظیر  خود کشی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه(ع) صادر نمی شود.

------------ --------- --------- --------- -
[1] رازی، عبدالقادر، مختار الصحاح، (صحاح جوهری)، ماده ولی، ص 631، انتشارات الرسالة.
[2] همان؛ معجم الوسیط، ص 1058، انتشارات دارالدعوة.
[3] جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ص 463، انتشارات اسراء.
[4] هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، ص 65، انتشارات خانه خرد.
[5] نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج 22، ص 322، لوح فشرده جامع فقه اهل بیت(ع).
[6] جواهر الکلام، ج 22، ص 324.
[7] هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، ص 125، انتشارات خانه خرد.
[8] امام خمینی، کتاب البیع، ج 2، ص 654.
[9] انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب محرمه، ج 3، ص 545.

پاسخ قسمت سوم:
اما در پاسخ به قسمت سوم سؤال که آیا بر رهبری نیز می توان نظارت کرد؟ و در صورت بروز  تخلف به چه مرجعی باید مراجعه کرد؟، باید بگوئیم مجلس خبرگان رهبری که نوعاً افراد با تقوا و  شجاعی هستند همگی منتخبان مردم هستند و بر اعمال و رفتار رهبر نظارت دقیق دارند و در صورت  بروز تخلفی از شخص رهبر و ولی فقیه بدون هیچ گونه اغماضی و به عنوان یک وظیفه شرعی و  قانونی و از باب نصیحت رهبر مسلمانان (نصیحت ائمه مسلمین) به ایشان تذکر خواهند داد. علاوه بر  این، همه مردم می توانند نظرات و اعتراضات خود را دلسوزانه از طریق نامه یا سایت های اینترنتی  ایشان به ایشان منتقل کنند. و اگر زمانی ولی فقیه شرایط رهبری را از دست بدهد، علاوه بر این که  خود به خود از منصب خود عزل می شود[1] خبرگان رهبری نیز وظیفه دارند این منصب را از او  گرفته و به شخص دبگری که دارای شرایط و صلاحیت رهبری است واگذار نمایند[2].

------------ --------- --------- ---------
[1] - رجوع شود به: فاکر، محمد رضا، ملاحظاتی پیرامون وظایف خبرگان، روزنامه رسالت،  19/7/69.
[2] . رجوع شود به: مهدوی کنی، محمد رضا، صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون  اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج 3، جلسه سی و دوم، ص 1279



*** ۱ فروردین ۱۳٩۳ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ*** اینجـانب عـادل *** رد پـای شمـا ()
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فقر..................................... میخواهم بگویم........................... فقر همه جا سر میکشد............... فقر ،گرسنگی نیست ،عریانی هم نیست... فقر ،چیزی را "نداشتن" است ،ولی ،آن چیز پول نیست/طلا و غذانیست.................... فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند... فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر،کتیبه سه هزارساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند............................... فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود............. فقر، همه جا سرمیکشد........................ فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست...... فقر ، روز را " بی اندیشه "سر کردن است...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب
RSS Feed