♥♥زندگـــღـــی زیباســღـــت♥♥
اشکهایی که پس از هر شکست میریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم

داشتن طول عمر، به این اندازه بر خلاف عرف و عادتى است که در میان مردم جهان جریان دارد. موضوع طول عمر در عصر حاضر، امرى حل شده است، و حدّاکثر، از حدّ یک استبعاد ابتدایى فراتر نمى‏رود؛ زیرا، در همین سال‏ها و دهه‏هاى اخیر، در روزنامه‏ها و مجلات، به نام افرادى بر مى‏خوریم که عمرهایى در حد صد و پنجاه تا دویست و پنجاه سال داشته‏اند.آرى، مسئله‏ طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام از دید ما، نه یک ایراد، بلکه یک استبعاد و اظهار تعجّب است.

 

****بقیه در ادامه مطب****

 


تولّد امام مهدى علیه السلام در سحرگاه نیمه‏ شعبان سال (256 ه.ق) مورد تأئید همه دانشمندان شیعه و بسیارى از دانشمندان پیرو مکتب خلفاست این نوشتار ضمن بررسى پیشینه‏ى این موضوع از کتب علماى شیعه به بررسى آیات، روایات پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم و از منظر عقل و نگاه علوم تجربى به این مسئله پرداخته است.
طبق روایات، امام مهدى علیه ‏السّلام که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت، فرزند امام حسن عسکرى علیه‏ السّلام است که در نیمه‏ى شعبان سال 256 ه. ق متولّد شده است.
این حقیقت، مورد تأیید همه‏ى دانشمندان شیعه‏ى امامیه و جمع کثیرى از دانشمندان اهل سنّت است.(1)
معناى روشن این سخن، آن است که آن ذخیره‏ى الهى، داراى عُمرى طولانى است. تاکنون، بیش از هزار و صد پنجاه سال از عمر مبارک آن حضرت گذشته است.
داشتن طول عمر، به این اندازه بر خلاف عرف و عادتى است که در میان مردم جهان جریان دارد.
موضوع طول عمر در عصر حاضر، امرى حل شده است، و حدّاکثر، از حدّ یک استبعاد ابتدایى فراتر نمى‏رود؛ زیرا، در همین سال‏ها و دهه‏هاى اخیر، در روزنامه‏ها و مجلات، به نام افرادى بر مى‏خوریم که عمرهایى در حد صد و پنجاه تا دویست و پنجاه سال داشته‏اند.(2)
آرى، مسئله‏ طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام از دید ما، نه یک ایراد، بلکه یک استبعاد و اظهار تعجّب است، اما از آن جا که مخالفان شیعه، همین استبعاد را یک اشکال تلقّى کرده و درباره‏ى آن به بزرگ ‏نمایى پرداخته‏اند و تا آن جا پیش رفته‏اند که مسئله‏ى طول عمر امام مهدى علیه ‏السّلام را دلیل انکار وجود آن حضرت قرار داده‏اند، خود را ملزوم مى‏دانیم که این مسئله را بررسى کنیم و به منظور روشن شدن اذهان و رفع استبعاد از فکر و اندیشه‏ى مخالفان، مطالبى را تقدیم داریم.

پیشینه‏ى مسئله‏ طول عُمر
از نخستین سال‏هاى پیدایش مشکلى به نام طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام، اندکى بیش از دّه قرن مى‏گذرد. از آن روزگار تاکنون، همواره، از سوى مخالفان موضوع امامت، به مسئله‏ى طول عمر امام مهدى علیه‏ السّلام دامن زده شده است.

تقسیم کتب شیعه
آثار و تألیفات دانشمندان شیعه را از منظر (مسئله‏ طول عمر)، به طور مشخّص، مى‏توان به دو دسته تقسیم کرد:
دسته‏ى یکم، آثارى است که به طور تقریب. قبل از سال 370 ه. ق تألیف شده است.
دسته‏ى دوم، آثارى است که پس از تاریخ یاد شده به رشته‏ى تحریر در آمده است.
در آثار دسته‏ى نخست، هیچ اثرى از مسئله‏ى طول عمر حضرت مهدى علیه ‏السّلام دیده نمى‏شود. و این، بدان معنا است که عمر مبارک حضرت مهدى علیه ‏السّلام تا این زمان، طبیعى مى‏نموده، لذا از ناحیه‏ى طول عُمر ایشان، پرسشى در اذهان جامعه‏ى آن روز وجود نداشته است.
از آثار این دوره مى‏توان از بصائر الدرجات، نوشته‏ى محمد بن حسن صفارقمى (در گذشته‏ى 290 ه.ق) و کافى، اثر شیخ کلینى رازى (در گذشته‏ى 329 ه. ق) و شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، نوشته‏ى قاضى نعمان بن محمد تمیمى مغربى (در گذشته‏ى 363 ه. ق) و کتاب الغیبة، اثر (3)شاگرد برجسته‏ى شیخ کلینى، محمّد بن ابراهیم نعمانى(4) معروف به (ابن أبى زینب) نام برد.

گرچه تاریخ درگذشت دانشمند اخیر، به درستى معلوم نیست، امّا از این که وى، در اثر خود، هیچ سخنى از مسئله‏ى طول عمر به میان نیاورده... است، چنین بر مى‏آید که تا زمانى که او کتاباش را مى‏نوشته، عمر امام عصر علیه‏ السّلام، عمرى متعارف بوده و از ناحیه‏ى طول عمر آن حضرت، هنوز پرسشى در اذهان آحاد جامعه‏ى اسلامى وجود نداشته است و دانشمند یاد شده نیز، احتمالاً، به همین دلیل، متعرض این مسئله نشده است. از همین‏جا مى‏توان حدس زد که درگذشت این عالم بزرگوار، به احتمال زیاد، قبل از سال 375 ه. ق بوده است؛ زیرا، مشکل طول عمر، در دهه‏هاى پایانى سده‏ى چهارم ه ق مطرح بوده است و دانشمندانى که در این زمان مى‏زیسته‏اند، متعرّض آن شده‏اند.

مرز نهایى عمر متعارف
شواهد موجود، نشان مى‏دهد که در دهه‏هاى آخر سده‏ى چهارم ه.ق، دانشمندان و توده‏هاى مردم، مرز نهایى عمر متعارف را صد و بیست سال مى ‏دانسته‏اند و عمر مبارک امام زمان علیه ‏السّلام در سال 375 ه.ق از این حدّ گذشته و حالت غیرمتعارف پیدا کرده است. از این زمان به بعد، در میان بخش‏هایى از مردم، و حدّاقل در میان افراد بهانه‏جو، پرسش‏هایى در مورد طول عمر آن حضرت پدید آمده است.

شیخ صدوق نخستین پژوهنده‏ى طول عمر امام مهدى علیه ‏السّلام
اسناد و مدارک موجود، نشان مى‏دهد، نخستین دانشمندى که به طرح مسئله‏ى طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام پرداخته، ابو جعفر محمّد بن على ابن بابویه قمى، معروف به (شیخ صدوق) (در گذشته‏ى 381 ه.ق) است. وى، در کتاب خود، کمال الدین و تمام النعمة(5) به تفصیل، به مسئله‏ى طول عمر پرداخته و به پرسش‏هاى مخالفان مسئله‏ى طول عمر امام مهدى علیه‏ السّلام پاسخ گفته است.
وى، فصل جامعى از کتاب یاد شده را به زندگى (معمّرین) اختصاص داده است و ده‏ها نفر از معمّرین را که عُمرى بیش از صد و بیست سال داشته‏اند، نام مى‏برد و شرح حال و زندگى هر یک از آنان را به صورت مختصر ذکر مى‏کند.
در میان این جمعیّت، که بسیارى از آنان قبل از اسلام و شمارى پس از اسلام مى‏زیسته‏اند - عُمرهایى بین صد و بیست تا سه هزار سال به چشم مى‏خورد.
مؤلف ارج‏مند، در پایان این فصل از کتاب خود مى‏نویسد:
خیرهایى که در مورد افراد داراى عمر طولانى ذکر کردم، اختصاص به شیعه ندارد، بلکه مخالفان ما نیز این خبرها را از طرق مختلف نقل کرده‏اند و بر آن صحه گذارده‏اند.(6)
از نبى اکرم صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ وآله ‏وسلّم نیز روایت شده که فرمود:
آن چه در میان امّت‏هاى پیشین روى داده، همانند آن، در میان این امّت نیز وجود خواهد داشت.
حال که عمر طولانى در میان پیشینیان به حقیقت پیوسته، چرا برخى قائم آل محمد صلّى ‏اللّهُ‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم را به خاطر عُمر طولانى‏اش انکار مى‏کنند، بخصوص که در مورد ایشان، خبرهاى فراوانى از نبى اکرم صلّى ‏اللّهُ ‏علیه‏ وآله ‏وسلّم و امامان معصوم علیه ‏السّلام به ما رسیده است(7)؟!
قابل ذکر است که مرحوم صدوق، مسئله‏ى طول عمر حضرت مهدى علیه‏ السّلام را تنها از طریق (تجربه‏ى تاریخى) و افراد داراى عمر طولانى، مورد بررسى قرار داده، و متعرض سایر ادله‏اى که در بحث طول عمر مى‏توان بدان استناد کرد، نشده است.

سده‏ى پنجم
1- شیخ مفید
عالم دیگرى که در اویل سده‏ى پنجم ه.ق، به مسئله‏ى طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام پرداخته، محمّد بن محمّد بن نعمان، معروف به (شیخ مفید)، (413 - 336 ه.ق) است.
وى امکان طول عمر را در مورد حضرت مهدى علیه ‏السّلام از دو دیدگاه مورد بررسى قرار داده است:
نخست، از راه تجربه‏ى تاریخى وارد شده است و جمع زیادى از پیروان ادیان و ملل مختلف را که عمرى دراز داشته‏اند، ذکر کرده، سپس با استناد به قرآن، از نوح پیامبر علیه ‏السّلام نام مى‏برد که در میان قوم‏اش، نهصد و پنجاه سال اقامت کرد(8).

2- کراجکى
عالم دیگر سده‏ى پنجم، محمّد بن على بن عثمان کراجکى (در گذشته‏ى 449 ه.ق) است. وى، از جمله‏ى عالمانى است که به تفصیل، پیرامون مسئله‏ى طول عمر امام مهدى علیه ‏السّلام سخن گفته و اثر مستقلى به نام کتاب البرهان على صحّة طول عمر الأمام صاحب الزمان تألیف کرده است.(9)
دانشمند یاد شده، نخست، به قرآن کریم استناد مى‏کند و عمر طولانى نوح و خضر را یادآور مى‏ شود، سپس از ابلیس نام مى‏ برد که به تصریح قرآن، از روزگار آدم، و حتّى پیش از آن، تاکنون زنده است.
وى، سپس، جمع کثیرى از معمّرین را ذکر مى‏کند که از عُمر دراز برخوردار بوده‏اند، و عمر طولانىِ آنان، افزون بر امّت اسلامى، مورد قبول یهودیان و مسیحیان نیز قرار دارد.(10)

3- شیخ طوسى
سومین دانشمندى که در سده‏ى پنجم، متعرض مسئله‏ى طول عمر شده و براى پاسخگویى به این مشکل، به چاره‏ جویى پرداخته، محمّد بن حسن طوسى (460 - 385 ه.ق) است.
وى، در کتاب الغیبه، مسئله‏ى طول عُمر حضرت مهدى علیه‏ السّلام را از دو منظر مورد بررسى قرار داده است:
نخست، به احادیثى تمسک مى‏کند که صاحبان صحاح اهل سنّت در مورد دجّال نقل کرده‏اند که در زمان رسول خدا علیه ‏السّلام متولّد شده است و به حیات خود ادامه مى‏دهد تا در آخر الزمان خروج کند.
دوم، به (تجربه‏ى تاریخى) استناد مى‏کند و نمونه‏هاى متعدّدى از (معمّرین) را ذکر مى‏کند(11)

سده‏ى ششم
امین الاسلام طبرسى
امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى، از دانشمندان سده‏ى ششم ه.ق است. نظر به این که عمر طولانى هم در قرآن آمده، مانند عمر نوح و مسیح، و هم مورّخان، در تاریخ، از افرادى با عمر طولانى نام برده‏اند، به همین دلیل، دانشمند یاد شده، طول عمر را مسئله‏اى عادى مى‏داند و آن را امرى خارق العاده به شمار نمى‏آورد و معتقد است که طولانى شدن زمان، وجود حیات را نفى نمى‏کند.
وى، افزون بر استناد به دو دلیل گذشته، به قدرت الهى نیز تمسک مى‏کند و مى‏نویسد:
حال که ثابت شد که خداوند سبحان، به شمارى از انسان‏ها، اعم از پیامبران و غیر آنان، عمر طولانى داده و این اقدام بر خلاف قدرت و حکمت خداوند نیست، چرا عُمر طولانى صاحب الزمان علیه ‏السّلام انکار مى‏شود، بخصوص که او، حجّت خداوند بر بندگان‏اش است و خلیفه‏ى خدا است در زمین؟!
آرى، خداوندى که به نوح و خضر و عیسى و... عمر طولانى داده، قادر است به امام صاحب الزمان علیه ‏السّلام نیز عمر طولانى دهد. دانشمند یاد شده، سپس از نگاه اعجاز به مسئله‏ى طول عمر مى‏نگرد؛ چرا که پیامبران و امامان، از قدرت اعجاز برخوردارند(12) و ممکن است در مسئله‏اى مانند طول عمر، از آن بهره گیرند.(13)

سده‏ى هفتم
1- خواجه نصیر طوسى
خواجه نصیر الدین طوسى (672 - 597 ه.ق) در بررسى مسئله‏ى طول عمر، از دو دلیل استمداد جسته است:
نخست، به دلیل قدرت و علم خداوند تمسک مى‏کند و مى‏گوید، کسى که اعتقاد داشته باشد که خداوند، قادر و عالم است، مسئله‏ى طول عمر نزد او، امرى بعید نخواهد بود.
سپس، از دلیل (تجربه‏ى تاریخى) بهره مى‏گیرد و از افرادى نام مى‏برد که از عمر درازى برخوردار بودند و هم اکنون نیز زنده‏اند، مانند خضر و الیاس (از پیامبران) و دجّال و سامرىّ (از شقاوت‏مندان).
وى در بیان نتیجه‏ى بحث مى‏نویسد:
حال که در دو سوى این مسئله، یعنى هم در جانب پیامبران خدا و هم در جانب دشمنان خدا، داشتن طول عمر جایز است، چرا در جانب وسط که اولیاى خدا باشند، طول عمر جایز نباشد؟!(14)

2- محقّق اربلى
على بن عیسى اربلى (در گذشته‏ى 693 ه.ق) مسئله‏ى طول عمر را امرى عادى به حساب مى‏آورد و براى اثبات آن، نخست، به قرآن کریم استناد. مى‏کند که به صراحت، عمر طولانى را براى نوح پیامبر مورد تأیید قرار داده است. سپس به روایاتى تمسّک جسته است که براساس آن، خضر. طولانى‏ترین عُمر را در میان فرزندان آدم دارد.
وى، آن‏گاه، به تاریخ مراجعه مى‏کند و شمار زیادى از افراد داراى عمر طولانى را نام مى‏برد که پیش از اسلام و یا معاصر بعثت رسول اکرم صلّى ‏اللّهُ‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم در میان عرب و غیرعرب مى‏زیسته‏اند.
وى، سپس، به دلیل قدرت خداوند تمسک مى‏کند و طول عمر حضرت مهدى علیه ‏السّلام را در پرتو قدرت الهى، کاملاً، ممکن و عملى مى‏داند.(15)
قابل ذکر است که محقّق اربلى. در بحث طول عمر، تا حدود زیادى تحت تأثیر امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى قرار دارد.

3- ابن میثم بحرانى
کمال الدین میثم بن على بن میثم بحرانى (699 - 636 ه.ق)، مسئله‏ى طول عمر حضرت مهدى علیه ‏السّلام را نه یک اشکال، بلکه آن را یک استبعاد مى‏داند و براى رفع استبعاد، به سه دلیل تمسک مى‏کند:
نخست، به (تجربه‏ى تاریخى) استناد مى‏کند و با مراجعه به اخبار معمّرین، مقدار عمر حضرت مهدى علیه‏ السّلام، و حتّى بیش از آن را امرى عادى به حساب مى‏آورد. سپس، به قرآن مراجعه مى‏کند و از اقامت نهصد و پنجاه ساله‏ى نوح در میان قوم‏اش نام مى‏برد. آن‏گاه به سنّت مراجعه مى‏کند و از داستان خضر و الیاس و دجال و سامرىّ نام مى‏برد. حیات این دو پیامبر و حیات دجّال و سامرى، مورد اتفّاق فریقین است.(16)

سده‏ى هشتم
علاّمه‏ى حلّى
حسن بن یوسف بن مطّهر، معروف به علاّمه‏ى حلّى، (726 - 648 ه.ق) از بزرگان علماى شیعه در سده‏ى هشتم ه.ق است.(17)
دانشمند یاد شده، مسئله‏ى طول عمر حضرت مهدى علیه ‏السّلام را نه یک اشکال، بلکه یک استبعاد مى‏داند، آن هم استبعادى ضعیف.
وى، براى رفع استبعاد، به دو دلیل تمسک مى‏کند:
نخست، این‏که امکان عمر طولانى، امرى مسلّم و تردیدناپذیر است.
دوم این‏که عمر طولانى، در گذشته‏ى تاریخ، واقع شده است.(18)          


پی نوشت‌ها
(1) ر.ک: (امام مهدى منتظر در نهج‏البلاغه)، نوشته‏ى مهدى فقیه ایمانى. در این کتاب، نام صد و دو نفر از دانشمندان اهل سنّت ذکر شده که همگى، به ولادت امام مهدى علیه ‏السّلام در سال 255 یا 256 ه.ق تصریح کرده‏اند.
در کتاب دفاع عن الکافى نوشته‏ى هاشم حبیب العمیدى، جلد دوم، بیست و شش نفر به این آمار افزوده شده است.
(2) سالنامه‏ى پارس، ص 100 (نقل از کتاب شیعه چه مى‏گوید؟ ص 287، حاج سراج انصارى).
(3) شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، چاپ مؤسّسه‏ى انتشارات اسلامى وابسته به جامعه‏ى مدرسین حوزه‏ى علمیّه‏ى قم.
(4) طبقات أعلام الشیعه،آقا بزرگ تهرانى، ج 1، ص 230، دارالکتاب العربى، چاپ یکم، 1390 ه. ق.
(5) کمال الدین و تمام النعمة، ص 576 - 553.
(6) قابل ذکر است که شمارى از دانشمندان اهل سنت، از جمله ابو حاتم سیستانى، کتاب مستقلى در مورد (معمّرین) تألیف کرده است.
(7) کمال الدین و تمام النعمة، ص 576.
(8) مضفات شیخ مفید، ج 3، ص 103 - 93، با تحقیق سیّد محمد قاضى، چاپ کنگره‏ى هزاره‏ى شیخ مفید، چاپ اوّل، سال 1413 ه.ق
(9) این کتاب، هم اکنون بخشى از جلد دوم کنز الفوائد را تشکیل مى‏دهد.
(10) ) کنز الفوائد، محمّد بن على بن عثمان کراجکى، ج 2، ص 158 - 114، با تحقیق شیخ عبدالله نعمه، انتشارات دارالذخائر، قم، 1410 ه.ق.
(11) 11) کتاب الغیبه، محمّد بن حسن طوسى، ص 126 - 113، با تحقیق عبادالله تهرانى و على احمد ناصح، مؤسسّه‏ى معارف اسلامى، قم، چاپ اوّل، 1411 ه.ق.
(12) پیروان برخى از فرق اسلامى، این اقدام اولیا را کرامت نامیده‏اند، نه معجزه.
(13) اعلام الورى یأعلام الهدى، امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى، ج 2، ص 310 - 305 با تحقیق مؤسّسه‏ى آل البیت، چاپ اول، 1417 ه.ق.
(14) تلخیص المحصل (المعروف به (نقدالمحصّل))، خواجه نصرالدین طوسى، ص 433، دارالاضواء، چ دوم، بیروت، لبنان، 1405 ه.ق.
(15) کشف الغمه فی معرفة الأئمه، على بن عیسى اربلى، ج 2، ص 488، به بعد، با تحقیق سیدهاشم رسولى، چاپ علمیّه، قم، 1381 ه.ق.
(16) قواعد المرام فی علم الکلام، کمال الدین میثم بن على بن میثم بحرانى، ص 191، چا مهر، چاپ اوّل، قم، 1398 ه.ق.
(17) طبقات أعلام الشیعه، آقا بزرگ تهرانى، ج 5. ص 52 دارالکتاب العربى چاپ اول 1975 م.
(18) مناهبح الیقین فى اصول الدین، علامه، حسن بن یوسف بن مطهّر حلى، ص 330، با تحقیق محمدرضا انصارى قمى، چاپ اول، 1416 ه.ق.



*** ٢۸ اسفند ۱۳٩٢ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ*** اینجـانب عـادل *** رد پـای شمـا ()
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فقر..................................... میخواهم بگویم........................... فقر همه جا سر میکشد............... فقر ،گرسنگی نیست ،عریانی هم نیست... فقر ،چیزی را "نداشتن" است ،ولی ،آن چیز پول نیست/طلا و غذانیست.................... فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند... فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر،کتیبه سه هزارساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند............................... فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود............. فقر، همه جا سرمیکشد........................ فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست...... فقر ، روز را " بی اندیشه "سر کردن است...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب
RSS Feed