♥♥زندگـــღـــی زیباســღـــت♥♥
اشکهایی که پس از هر شکست میریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم

شیشه یک ماده محرک و یک ماده صنعتی است که ریشه گیاهی ندارد و به همین دلیل میزان آسیبی که به جسم و روان فرد مصرف کننده وارد می سازد بسیار بیشتر از مواد مخدر سنتی است.

تا چند سال پیش ایران وارد کننده شیشه از کشورهای آسیای شرقی بود، اما امروزه ما در اخبار می بینیم که کسانی در کشورهای مالزی و تایلند و… به جرم وارد کردن شیشه تولیدی ایران به آن کشور دستگیر می شوند.

طبق آخرین آمار ارائه شده از سوی پایگاه اطلاع رسانی ستاد مبارزه با مواد مخدر، یک میلیون و ۳۲۵ هزار نفر در ایران درگیر اعتیاد هستند که ۴۵ درصد از این تعداد کمتر از ۲۹ سال سن دارند- هر چند که در آمار غیررسمی این آمار بسیار متفاوت است- این به معنای آن است که بیش از نیمی از معتادان کشور جوانان هستند. همچنین بر اساس نتایج طرح ملی شیوع شناسی مصرف مواد مخدر، میانگین سن آغاز مصرف ۲۱ سال است و طبق آمارهای رسمی، مصرف ماده محرک «شیشه» دومین جایگاه بین مواد مصرفی معتادان را به خود اختصاص داده است و به طور کلی گرایش به سمت مصرف مواد مخدر صنعتی رو به افزایش است. این آمار تکان دهنده و همچنین پایین تر آمدن سن اعتیاد در کشور بهانه یی شد تا به سراغ خانم لیلاارشد که مددکار اجتماعی و از فعالان حوزه اعتیاد هستند، برویم و در رابطه با راهکارهای پیشگیری و کاهش این معضل از منظر مددکاری اجتماعی گفت وگویی داشته باشیم.این روزها شاهد افزایش میزان مصرف ماده های محرک بین جوانان هستیم، فکر می کنید دلیل این آمار بالای مصرف چیست؟

 

****بقیه در ادامه مطلب****


شیشه یک ماده محرک و یک ماده صنعتی است که ریشه گیاهی ندارد و به همین دلیل میزان آسیبی که به جسم و روان فرد مصرف کننده وارد می سازد بسیار بیشتر از مواد مخدر سنتی است. به دلیل اینکه این ماده صنعتی در داخل کشور و در لابراتوار های خانگی تولید می شود، سازندگان و فروشندگان این مواد برای جلب و حفظ مشتریان شان هر بار شیشه را با ترکیبی جدید وارد بازار می کنند و متاسفانه به دلیل اینکه در رسانه ها، مدارس و خانواده آگاهی های لازم به افراد داده نمی شود، به راحتی به دام این مواد می افتند. متاسفانه یک خرده فرهنگ در میان ما رایج است که معتقدیم اگر نوجوان یا جوان از مساله یی آگاهی نداشته باشد به سمتش نمی رود و برای مصونیت فرد او را در ناآگاهی نگه می داریم. ما در دادن اطلاعات و آگاهی کافی به گروه های مختلف درباره شناسایی آسیب ها و مشکلاتی که با آن مواجه هستند، خیلی دست و دلباز نیستیم. در مواقعی هم پیش می آید که وقتی اطلاعاتی داده می شود، یا به اندازه کافی نیست، یا اغراق شده است، یا به راحتی از کنارش می گذریم یا انکار می کنیم. در هر دو وجه این گونه برخوردها آسیب زننده است. چه زمانی که اطلاعات را به موقع و به اندازه کافی نمی دهیم و چه زمانی که فرد را در ناآگاهی نگه می داریم و فکر می کنیم اگر نداند و نبیند و نشنود بهتر است. من سال هاست که به عنوان مددکار اجتماعی در این حوزه فعالیت می کنم شاهد این مساله هستم که بسیاری از افرادی که به ما مراجعه می کنند، عنوان می کنند که: «ما نمی دانستیم شیشه اعتیادآور است» یا دلیل گرایش شان را این طور مطرح می کنند که: «به من گفتند شیشه مصرف کن تا لاغر بشی» یا «به من گفتند این را مصرف کن برای اینکه حالت بهتر شود» یا اینکه «شب امتحان به من گفتند این ماده باعث می شود کمتر بخوابی و بتوانی تمرکز بیشتری داشته باشی» بله، شیشه برای یک شب باعث بی خوابی می شود و تمرکز را هم ممکن است بالاببرد، اما آیا داشتن هر تمرکزی دلیل یادگیری خوب است؟ علم و تحقیقات صورت گرفته این را نشان نمی دهد. به قول خود مصرف کننده ها: «یک بار مصرف مواد خیلی زیاد است و هزاران بار مصرف خیلی کم» این آگاهی رسانی برای جوانان صورت نمی گیرد که بله ممکن است تو یک شب نخوابی و بتوانی تمرکز کنی و نمره خیلی خوبی هم بگیری، ولی با مشکل و معضل جدیدی روبه رو خواهی بود. ممکن است از افسردگی و غم و موضوع ناراحت کننده یی که آزارت می دهد، با مصرف شیشه برای یک مدت کوتاهی رها می شوی، اما وقتی اثر این مواد از بین رفت تو با چه مشکلاتی روبه رو خواهی بود؟ علاوه بر مشکلی که هنوز حلی نشده و همچنان وجود دارد، مساله وابستگی به اعتیاد هم به مسائلت اضافه می شود.

  • مصرف شیشه چه آسیب هایی را به فرد یا اطرافیان او وارد می کند؟

بنا به گفته متخصصان و پزشکان، مصرف شیشه پایه های تعدادی از سلول های مغزی را برای همیشه از بین می برد. ما در سوءمصرف کنندگان شیشه رفتارهای خیلی پرخطر و پرهیجان، توهمات آسیب زننده و غیرقابل کنترل را شاهد هستیم و به دلیل افزایش میل جنسی که ناشی از مصرف شیشه است و رفتارهای پرخطر جنسی که افرادی که تحت تاثیر مصرف شیشه هستند، دارند، ما شاهد بالارفتن آمار مبتلایان به اچ آی وی/ ایدز هم هستیم ما در تاریخ کشورمان قتل های خانوادگی کم داشتیم، اما بر مبنای گزارش های اعلام شده امروز می بینیم اکثریت قریب به اتفاق کسانی که دست به قتل فرزند، همسر یا پدر و مادرشان می زنند، همگی از سوءمصرف کنندگان شیشه هستند.

به تازگی ما شاهد مصرف شیشه در بین خانواده های متوسط هستیم، پدری که در منزل دختر دانشجو و پسر نوجوان دارد، تحت تاثیر مصرف شیشه باعث اذیت و آزار فرزندانش می شود و ما مواردی داشته ایم که فرزندان تحمل این شرایط را ندارند و منزل را ترک می کنند. موردی داشتیم که دختر ۲۱ ساله یی عنوان می کرد که «پدرم هر شب زیر سرش یک چاقوی تیز پنهان می کند که اگر کسی شبانه به خانه آمد او را به قتل برساند و من هر شب ترس این را دارم که من یا برادر ۱۳ ساله ام در خانه کشته شویم. چون ممکن است پدرم توهم این را پیدا کند که ما دزد هستیم یا غریبه هایی هستیم که وارد خانه شده اند» و متاسفانه مادران در این خانواده ها، طبق آموزه های سنتی که دیده اند و برای حفظ آبرو این شرایط را تحمل می کنند و فرزندان شان را به سکوت وا می دارند و متاسفانه فرزندان این خانواده ها با خطر جدی مواجه هستند و به شدت تهدید می شوند. پیشنهاد مشخص من به عنوان کسی که بالغ بر ۳۵ سال است که در زمینه معضلات اجتماعی فعالیت دارم این است که از نظر حقوقی شرایطی فراهم شود که با تشخیص یک مددکار اجتماعی این امکان باشد که حضانت فرزندان این خانواده ها به یکی از اقوام که امین هستند، سپرده شود. مثل پدربزرگ و مادربزرگ. اینکه بچه ها این اضطراب و تنش را بارها تجربه می کنند، باعث می شود که در آینده ادامه دهنده راه پدر و مادرشان باشند. قبل از اینکه این بچه ها آسیب جدی ببینند یا جان شان را از دست بدهند باید یک کاری انجام بدهیم.

  • آیا اعتیاد به شیشه قابل درمان است؟

شیشه درمان دارویی ندارد. اما درمان غیردارویی و مشاوره برای کسانی که مصرف کننده شیشه هستند، امکان پذیر است. مشاوره های طولانی، یک سال یا چندین ماه می تواند به مصرف کنندگان شیشه کمک کند که به زندگی عادی بازگردند. ما افرادی را داریم که مصرف کننده شیشه بودند و امروز با شرکت مستمر در جلسات مشاوره به طور کامل مصرف شیشه را کنار گذاشته و زندگی سالمی دارند، فقط با ممارست و پیگیری مستمر و درمان مسائل رفتاری.

  • به نظر شما دلیل گرایش به سمت این مواد چیست؟

همه ما به دنبال رسیدن به یک حال خوش هستیم، اگر یک فنجان قهوه می نوشیم یا با دوستی صحبت می کنیم، یا کاری را انجام می دهیم که برایمان لذت بخش است، به این دلیل است که می خواهیم حال خوبی داشته باشیم. اما گروهی هستند که به دلیل مشکلات زیادی که در کودکی داشته اند یا عدم آگاهی از اصول مهارت های زندگی یا همراه داشتن کوله باری از اضطراب و ترس و خشم، یا به اعتقاد گروهی از روانشناسان و پزشکان به دلیل اینکه ساختار مغزشان به شکلی است که تمایل به مصرف مواد مخدر در آنها بیشتر است، روش دیگری برای بهتر شدن حال شان بلد نیستند. اگر ما نتوانیم به اندازه کافی در مقاطع مختلف زندگی فرزندان مان، مهارت هایی را به آنها آموزش بدهیم که وقتی دچار ناراحتی می شوند، چه راهی را انتخاب کنند که حال شان بهتر شود و به سمت سوءمصرف مواد مخدر نروند.

عدم آگاهی و مشکلات اجتماعی می تواند در همه خانواده ها باشد و نمی شود بگوییم که مصرف شیشه مختص خانواده های متوسط یا خانواده های از هم گسسته است، ممکن است در خانواده های مرفه هم این اتفاق بیفتد. در خانواده هایی که به شدت فرزندان شان را تحت فشار قرار می دهند که حتما در مدرسه و کسب نمره و رتبه های مختلف تحصیلی بهترین باشند، بچه ها شرایط بسیار سختی دارند، ممکن است شرایط سختی به لحاظ مالی نداشته باشند اما ترس همیشه با این بچه ها همراه است و شاید آنها را برای این آسیب ها مستعد کند.

  • چه راهی را پیشنهاد می کنید برای کاهش این معضل؟

تا چند سال پیش ایران وارد کننده شیشه از کشورهای آسیای شرقی بود، اما امروزه ما در اخبار می بینیم که کسانی در کشورهای مالزی و تایلند و… به جرم وارد کردن شیشه تولیدی ایران به آن کشور دستگیر می شوند. شاید کنترل و تعطیل کردن تمام لابراتوارهای خانگی تولید کننده شیشه به نظر کار سختی برسد، اما از طرفی اگر مهارت های جوانان را بالاببریم و واکسینه شان کنیم در برابر این موضوع که بتوانند نه بگویند با مصرف مواد، و جایگزین مناسبی برای مواد محرک داشته باشند، شادی حقیقی و سالم را بین جوانان جایگزین شادی کاذب و زودگذر ناشی از مصرف شیشه کنیم، می توانیم امیدوار باشیم که راهکار درستی برای مقابله با این مساله در پیش گرفته ایم. و مورد دیگر اینکه ما فقط در دبیرستان ها مشاور داریم، مددکار اجتماعی هم که در مدارس نداریم. می توانیم با دعوت از کارشناسان این حوزه در مدارس به عنوان مددکار و مشاور این امکان را برای بچه ها ایجاد کنیم که مسائل شان را با یک متخصص مطرح کنند. بچه ها این حس امنیت را داشته باشند که مشکل و مساله شان را با مشاور و مددکار مدرسه بیان کنند، ایشان هم می تواند وارد حوزه مشکلات خانوادگی فرد شده و با روش های اصولی پیشگیری های لازم را انجام دهد یا به حل مساله کمک کند. مدارس می توانند همچنین با اجرای بیشتر برنامه تفریحات گروهی و بالابردن جامعه پذیری در نوجوانان، این امکان را به فرد بدهند که در مواقعی که با مشکلی روبه رو است یا دچار بحران می شود با کمک یک گروه سالم با مشکل روبه رو شود و به راه های غیرسالم پناه نبرد.

بهتر است راهکارهای پیشگیرانه مطمئن ارائه شود. من دانشجوهایی داشتم که عنوان می کردند: «دوستم به من گفته این مواد را مصرف کن تا بتوانی با این مشکل کنار بیایی، من که نمی دانستم اگر من یک بار این مواد را تجربه کنم برای سال ها گرفتار خواهم شد. من فکر می کردم که با مصرف شیشه قدرت و تحملم افزایش پیدا می کند و می توانم مساله ام را حل کنم» در حالی که این مواد به حل مساله کمک نمی کند، وقتی ما حل مساله را بلد نیستیم. در کشور ما آموزش شیوه های فرزندپروری به والدین داده نمی شود. وقتی تکنیک های برخورد با مساله را خودشان نمی دانند، نمی توانند به فرزندان شان بیاموزند. و همین می شود دلیل اینکه فرد به هر روشی برای حل مساله اش متوسل می شود، بدون اینکه روش درست را بداند. باید به کودکان و جوانان بیاموزیم که اگر با چیزی مخالف هستند این را بیان کنند. این تفکر در کشور ما هست که وقتی بزرگ تر با تو صحبت می کند تو فقط باید گوش کنی و سرت را پایین بیندازی. اگر به بچه ها روش های درست اعلام مخالفت و نه گفتن را بیاموزیم جایی که مورد سوءاستفاده قرار می گیرند، می توانند از خود دفاع کنند و حمایت طلبی کنند. اگر به فرزندان مان بیاموزیم که از زبان والدین خود برای ابراز عقیده و مخالفت استفاده کنند دیگر شاهد ابراز روش های خشونت آمیز نخواهیم بود، کسی برای ابراز احساس یا بیان حرف خود از چاقو یا اسید استفاده نمی کند.

خانواده ها هم بهتر است که از مشاوره کارشناسان برای آگاهی از نحوه صحیح برخورد با فرزندان شان استفاده کنند و اگر هزینه مشاوره های خانوادگی مشمول حق بیمه شود و افراد بتوانند با پرداخت مبلغ کمی به مشاور مراجعه کنند، این امکان برای تمام خانواده ها فراهم می شود.



*** ٢٧ اسفند ۱۳٩٢ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ*** اینجـانب عـادل *** رد پـای شمـا ()
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فقر..................................... میخواهم بگویم........................... فقر همه جا سر میکشد............... فقر ،گرسنگی نیست ،عریانی هم نیست... فقر ،چیزی را "نداشتن" است ،ولی ،آن چیز پول نیست/طلا و غذانیست.................... فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند... فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر،کتیبه سه هزارساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند............................... فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود............. فقر، همه جا سرمیکشد........................ فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست...... فقر ، روز را " بی اندیشه "سر کردن است...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب
RSS Feed