♥♥زندگـــღـــی زیباســღـــت♥♥
اشکهایی که پس از هر شکست میریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم

برای این که بتوانیم زیان های جسمی موسیقی را بیان کنیم ابتدا به مقدمه ای باید اشاره کنیم:
اصوات حاوی پیام هایی هستند و پیام ها حامل انرژی و توانهایی هستند که بصورت پرتوهای مداوم و همیشه زنده و فعال مانند گازهای ناپیدا در طبیعت در حرکت هستند و با عناصر طبیعت ترکیب می گردند و از آنها عناصری پویا، کارآ، فعال، مفید و یا عناصری مضر، مسموم کننده وفساد انگیز پدید می آید.

 

 

****بفیه در ادامه مطلب****


اثرات اصوات پایدارترند و هیچ گاه از طبیعت محو نمی شوند. کارآیی و انرژی زایی اصوات از تمامی عناصر طبیعت بیشتر است. اثرات مثبت اصوات بسیار اعجاب انگیر و روح بخش و جان افزا و اثرات تخریب کننده ی آنها نیز بسیار عمیق، سریع و ماندگار است.

در طب ایرانی، تئوری بنیادینی داریم به نام اخلاط چهارگانه (بلغم، سودا، صفرا، خون) و نیز مفاهیم سردی، گرمی، خشکی و تری که اساس طب و تمام راه کارهای بهداشتی و درمانی آن بر این تئوری و مفاهیم بنا نهاده شده است. غذا و اصول تغذیه نیز از این تئوری اخلاط چهارگانه و سردی و گرمی پیروی می کند.
هر انسانی به طور سرشتی و ژنتیکی، دارای طبیعتی است که یا سرد است یا گرم. چیزهایی که می خوریم، می بینیم، گوش می کنیم و در محیط پیرامون ما هستند نیز دارای طبایع مختلفی هستند و برای مزاج انسان تاثیر می گذارند.

رفتارهای نیکو مثل امانت داری و صداقت ایجاد گرمی و دروغ و کینه در بدن ایجاد سردی می کنند. هر کدام از طبایع سرد و گرم در بدن تاثیر مختلفی ایجاد می کنند. بهترین طبایع، گرم هستند و سردی غالباً ایجاد بیماری می کند.(1)

طبع موسیقی
نواهای موسیقایی همه دارای توان ایجاد گرمی و سردی و خشکی در تن و روان انسان هستند. هر نوایی که موجب شور و نشاط و حرکت گردد و ضربان نبض را افزایش دهد، نوای گرم تعریف می شود و هر نوایی که موجب سستی، رخوت، سردی و غم می گردد و ضربان نبض را کاهش دهد نوای سرد تعریف می شود، هر نوایی که موجب ایجاد واکنش سریع گردد و انسان را از حالت آرام شور و نشاط، خارج سازد و باعث بروز واکنشهای سریع گردد، نوای خشک تعریف می شود، اگر این واکنش از سر عشق و نشاط و امید و انرژی بود گرم و خشک است و اگر از سر غم، نومیدی، یأس ودارای حس گریز و از خود بیخود شدن و لاابالی گری بود، سرد و خشک تعریف می شود.

براساس این معیارها، نواهای موسیقی شرقی بیشتر دارای مزاجی گرم هستند، دستگاه ها و سازها سازمانهای موسیقایی را ارایه می دهند که گرمی و نشاط می بخشند، اشعار و نتهایی که از این دستگاه ها به کار گرفته می شوند در چهت ایجاد مزاج موسیقی از حیث گرمی و سردی کمک کننده هستند.

اما دستگاه های موسیقی غربی با توجه به مصنوع بودن آلات موسیقی، شاید در ابتدا ایجاد حرکت و شور و نشاط یا به بیانی گرما نماید، اما با پایان یافتن پخش موسیقی مغز به سرعت سرد می شود و این سرد شدن سریع موجب سستی و رخوت در تن و مغز می شود. از این رو طرفداران موسیقی غربی مانند معتادانی هستند که به طور پیوسته باید به این نواها گوش بسپارند و در صورت نبود صدا، بدن را خالی از باطری حرکت بخش می پندارند.

البته به کار گیری ادوات موسیقی صنعتی توانسته است موسیقی شرقی را نیز دچار سردی بخشی و سوداآوری نماید. به کار گیری ادوات موسیقی الکترونیکی در شیوع موسیقی رپ و آهنگ هایی با توازن تند و پیوسته، که اخیراً در کشورهای شرقی به کار گرفته می شود، موجب خروج موسیقی از نظام آهنگین گرمابخش گردیده و زمینه های سردی بخشی و اباهی گری و سودازایی را فراهم می سازد و حالت برون گرایی پدید می آورد. این در حالی است که موسیقی شرقی آرامشی دورن گرا پدید می آورد و روح انسان را به سوی انرژی انباشته هدایت می نماید. (2)

پروفسور«ولف آدلر»( استاد دانشگاه کلمبیا) نیز در خصوص اثرات موسیقی پس از سالها تحقیق می گوید: « بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی، شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب می گذارد. موسیقی علاوه براین که سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقّت خارج از حدّ طبیعی آن سخت خسته می کند، عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می شود عرقی خارج از حدّ طبیعی در پوست ایجاد می نماید که بسیار زیان بخش است و ممکن است مبدأ امراض دیگری قرارگیرد»(3)

در تعریف دیگر نیز می توان گفت، دربدن انسان، یک سلسله اعصاب وجود دارد که به آن، سلسله اعصاب نباتی می گویند. سلسله اعصاب نباتی به دو دسته تقسیم می شوند : 1ـ اعصاب سمپاتیک. 2ـ اعصاب پاراسمپاتیک.اعصاب سمپاتیک وظیفه اش تنگ کردن مردمک چشم، جلوگیری از ترشح ، بالا بردن فشارخون، تند کردن ضربان قلب و... می باشد و باعث می شود که انسان در کارهای زندگی بیدار و در امور، کوشا و فعّال باشد. اعصاب پاراسمپاتیک برعکس اعصاب سمپاتیک عمل می کند و ارمغان آن برای انسان، رخوت وسستی و بی حالی، خواب، غفلت، سهو و نسیان و اندوه حزن و بیهوشی است و وظیفه اش انقباض عضلات صاف ، ایجاد ترشح ، تقلیل فشارخون، تنگ کردن مردمک چشم وکند کردن ضربان قلب و... می باشد(4)بدیهی است وقتی از خارج تحریکاتی روی اعصاب شروع می شود اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پائین یا بالا می روند. ازجمله تحریکات خارجی که منجر به عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک می شود ارتعاشات موسیقی است که اثراتی دربدن ایجاد می کند که ما به گوشه ای ازآن ها اشاره خواهیم کرد:

1ـ ضعف اعصاب:
به دلیل از بین رفتن توازن و تعادل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک ناشی از ارتعاشات موسیقی، ضعف اعصاب ایجاد می شود. دکتر «آرنولد فریدمانی» پزشک بیمارستان نیویورک ورئیس کلینیک سردرد، با کمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغز وتجربیاتی که بدست آورده ثابت کرده که یکی از عوامل مهم خستگیهای روحی وفکری وسردردهای عصبی، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقّت وتوجّه می کنند.(5) شورای ملّی تحقیقات کانادا هم نتایجی از تحقیقات خود اعلام کرده که قابل توجّه است: صدای موسیقی ، هر قدر هم که ضعیف باشد ، آشفتگی فوق العاده شدیدی در کار مغز ایجاد می کند ، صدای ملایم موسیقی حتّی درموقع خواب دشمن سلامت است.خطرناک ترین و بدترین عذاب برای کسی که به خواب رفته است،صدای آهستة موسیقی درحال پخش است(6)

2ـ عمرکوتاه:
گفته می شود عمر متوسّط انسان، حدود120سال می باشد ولی علل وعوامل مختلفی در کاهش یا افزایش این مقدار مؤثر است .عواملی چون تغذیه،تفریح ،خنده،گناه و... .
امام صادق (ع ) می فرمایند: «بَیتُ الغِنا لا تؤمنُ فیهِ الفَجیعةُ وَ لاتُجابُ فیه الدَّعوَةُ وَلایَدخُلُهُ المَلَکُ(7).«خانه ای که در آن غنا باشد، از مرگ و مصیبتِ دردناک ایمن نیست و دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند».طبق یافته های دانشمندان نیز از جملة عوامل کاهش طول عمر انسان، سرو صداها و صدای موسیقی می باشد به طوری که برخی موسیقی دان ها به نصف عمر طبیعی هم نرسیده اند شاید عوامل دیگر نیز در مرگ آنها دخیل بوده باشد، اما نمی توان از این حدیث هم در کوتاهی عمر چشم پوشی کرد.

3 ـ گرایش به مواد مخدّر:
بسیاری ازموسیقی دانان به علّت عارض شدن ضعف اعصاب گرایش به مواد مخدّر پیدا کرده تا شاید درمانی برای این بیماری پیداکنند. مواد مخدّر در نگاه اول مسکّن خوبی برای اعصاب وروان است لذا غافل از مضرّات زیاد آن ،به آن روی آورده و در دام آن گرفتار می آیندکه البتّه خود مواد مخدّر نیز درکاهش قوة بینایی نقش دارد و مضرّات مواد مخدّر، خود فصل جداگانه ای می طلبدکه از گنجایش بحث خارج است.

4 ـ ضعف چشم:
از جمله حسّاسترین اعضای بدن چشم ها وگوش ها هستند. حرکت چشم ها توسط اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک انجام می شود و گفته شد که بوسیله ارتعاشات موسیقی تعادل این سیستم به هم می ریزد و موجب ضعف اعصاب می شود، با تکرار این عملکرد تأثیرات عمیقی دراین اعضای حسّاس ایجاد می شود و در نتیجه باعث ضعف چشم می گردد.

5 ـ فشارخون:
یکی دیگر از عوارض موسیقی پیدایش بیماری فشار خون است که البتّه این هم عوامل مختلفی دارد و موسیقی یکی ازآن عوامل است.این مسئله را پزشکان با بررسی های خود دریافته اند و به کسانی که با موسیقی و سروصدای زیاد در ارتباط اند در مورد عوارض آن هشدار داده اند. دکتر «گورلدواین» پس از مطالعات زیاد به این نتیجه رسید که رادیو، علّت اساسی فشارخون به شمار می رود و برای اطمینان از این موضوع بازوبند فشار خون را به خود بست و این نتیجه بدست آمد که هرقدر انسان از یک قطعة موسیقی بدش بیاید، همان اندازه فشار خون او بالا می رود. از همه مهمتر مشاهده حالات روانی خود موسیقی دانان است که بزرگترین نمایش تجربیات و آزمایش های علمی و عملی است که زیان موسیقی را در این قسمت برای ما تشریح می کند، زیرا آنها به تدریج، گرفتار اختلالات عصبی و حسّاسیت های بی جا شده و در نتیجه، اغلب دچار انقباض عروق و فشارخون و سکته های مغزی گردیده و حتّی بعضی ها در هنگام نواختن موسیقی، فشار خون شان بالارفته ودر اثر سکتة ناگهانی جان خود را فدای تحریکات و ارتعاشات موسیقی کرده اند.

منابع:
1- عزیز خانی، محمد، طب ایرانی و تغذیه، صص 6 و 7
2-خیراندیش، حسین، مزاج انواع، صص 51- 56
3- مجله دیمانش ایلوستر ،چاپ پاریس ،شماره 630.
4- نگاهی به موسیقی ، ص36.
5-سلامتی وطول عمر دراحکام اسلام، ص82و83.
6- تأثیرموسیقی براعصاب وروان،ص 73به نقل از روزنامه اطلاعات،شماره12754.
7- کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1.



*** ۱٠ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ*** اینجـانب عـادل *** رد پـای شمـا ()
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فقر..................................... میخواهم بگویم........................... فقر همه جا سر میکشد............... فقر ،گرسنگی نیست ،عریانی هم نیست... فقر ،چیزی را "نداشتن" است ،ولی ،آن چیز پول نیست/طلا و غذانیست.................... فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند... فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر،کتیبه سه هزارساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند............................... فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود............. فقر، همه جا سرمیکشد........................ فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست...... فقر ، روز را " بی اندیشه "سر کردن است...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب
RSS Feed